نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
هم
در
امروز از وصالم شربتي
در
کام ريز
نيست آرام و شکيبائيم تا فردا شود
گر ز بهر شهوت دنيا درآئي
در
غضب
نفس فرعونت
در
آتش از ره دريا شود
هر کجا بود خوبي
در
فنون حسن استاد
در
رموز معشوقي از تو ميبرد ارشاد
تواني خاک
در
چشم زمين ريخت
تواني حلقه
در
گوش زمان کرد
چو عيسي جاي او
در
آسمانست
که
در
روي زمين جائي ندارد
شدم چون جمع
در
کاري کند
در
دم پريشانم
پس افزايد پريشانيم تا گردم پريشان تر
اي ز تو
در
هر دلي نوري دگر
وز غمت
در
هر سري شوري دگر
اي
در
سرم از تو جوش ديگر
در
کشور جان خروش ديگر
باز ميآيم که تا ارواح
در
ابدان دمم
مردگان را زنده سازم
در
دم اسرافيل وار
در
آب و خاک روح دميدن عجب بود
در
خون و نطفه صورت انسان عجيب تر
کيسه پر زر برو
در
ره مسکين بريز
کاسه چوبين فقر بر
در
حق شب بدار
پاي دل
در
دام دنيا بند شد
اوفتادم
در
بلا دستم تو گير
سر زلفم اگر
در
شستت آيد
در
آن دام بلا ميسوز و ميساز
روي آتشناک بنما تا بسوزد بيخ غم
در
فراقت (فيض) را تا چند داري
در
گداز
يکديگر را عيب مي جويند خلقان
در
لباس
ور نباشد عيب بشمارند خلقان
در
لباس
در
دلم مهر ماهروئي بس
در
سر از عشق هاي و هوئي بس
تا
در
دل من جا کرد عشقت
جا کرد
در
سر سوداي آتش
در
آتشت (فيض)
در
فيضت آتش
هم آتشش جا هم جاي آتش
فتاد
در
ظلمات ثلاث و حيران شد
نه راه پيش نه پس داشت ماند
در
تشويش
گفتم که خون شد دل
در
غمت گفت
در
ياد ما کن دل را فراموش
حق
در
کلام خويش بآيات مستبين
در
شأن عشق و رتبه عاليش کرد نص
در
عشق گريز و
در
غم عشق
جز عشق همه فناست اي فيض
دل نميبايست بستن
در
هوا
دل چو بستم
در
هوا کردم غلط
عشق
در
دلها حياتست و روان
عشق
در
سرها سماع است و سميع
عشق
در
کوي زمين افتادگي است
عشق
در
انهار جريان سريع
صفحه قبل
1
...
624
625
626
627
628
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن