167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

ديوان محتشم کاشاني

  • باز خواهم در خروش آمد که وقت حرف صوت
    بر زبان نطقم اول آه و افغان مي رود
  • باز خواهم غوطه زد در خون که از بحر درون
    سوي چشمم ابر خون باري شتابان مي رود
  • محتشم در عشق رفت آن صبر و ساماني که بود
    بخت اکنون از من بي صبر و سامان مي رود
  • چو عذري هست در تقصير طاعت مي پرستان را
    امام شهر گر دارد مرا معذور مي دارد
  • به باطن گر ندارد زاهد خلوت نشين عيبي
    چرا در خرقه خود را اين چنين مستور مي دارد
  • اگر بيني صفائي در رخ زاهد مرو از ره
    که صادق نيست صبح کاذب اما نور مي دارد
  • چو من از دولت قرب ارچه دوري محتشم ميرو
    به اين اميد گاهي بر در اميد گاه خود
  • آن پري بگذشت و سوي ما نگاهي هم نکرد
    کشت در ره بي گناهي را و آهي هم نکرد
  • صبر من کاندر عيار از هيچ کوهي کم نبود
    هم عياري در هواي او نگاهي هم نکرد
  • برق قهر او که گشت غير را سالم گذاشت
    در رياض ما مدارا با گياهي هم نکرد
  • دل که کرد از قبله در محراب ابروي تو رو
    از سر بيداد گويا عذر خواهي هم نکرد
  • محتشم زلفش به من سر در نيارد از غرور
    ترک ناز و سرکشي با من سياهي هم نکرد
  • ز ناز تا بتوان سنگ در ترازو نه
    که عشق حسن تو را برد و برتر ازو زد
  • يا پر به ميل تير نگه در کمان منه
    يا تير پر کش اين قدر اندر کمان مدار
  • دانم اگر از دلبري قانع به جاني اي پسر
    داد سبک دستي دهم در سر فشاني اي پسر
  • رسم وفا بنياد کن آواره اي را ياد کن
    درمانده اي را شاد کن تا در نماني اي پسر
  • بر خاک درگه تو به سر مي کند رقيب
    من خاک در زبخت نگون مي کنم به سر
  • ازبس که خون گريسته دور از تو محتشم
    من در کنار دجله خون مي کنم به سر
  • نموده بود به من غايبانه رخ آن دم
    که در بساط به کس رخ نمي نمود هنوز
  • نصيحتت که به صد گونه کرده ام پيداست
    که در دلت يکي از صد اثر نکرده هنوز
  • ز محتشم مکن اي گل تو نيز قطع نظر
    که جاي غير تو در چشم تر نکرده هنوز
  • عشوه ات سوخته جان من و جانسوز همان
    غمزه ات ساخته کار من و در کار هنوز
  • در برافکن ديگر اي دل جوشن طاقت که نيست
    از کمين بر من کمانکش بازوي پرزور باز
  • به طول و عرض شبي در وصال مي خواهم
    که بر تو عرض کنم قصه هاي دور و دراز
  • در گفتن راز آن چه زبان محرم آن نيست
    بر گردن آمد شد و پيک نظر انداز