نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان قاآني
ني که او سيمست و من همچون گدا
در
پيش او
بهر سيم آرم برون دست طمع از آستين
نام او شعر مرا ماند که چون آري به لب
آبت آيد
در
دهن بي خود نمايي آفرين
مقصد و مقصود جانها رنگ و تاب آب هست
پس
در
اول حال عطشان آب مي داند يقين
تين و زيتوني که يزدان خورده
در
قرآن قسم
فهم آن زاول که قصدش چيست زين زيتون و تين
در
همين زيتون و تين خواهد يقين شد آنکه هست
طعم آن شيريني مطلق بهر چيزي ضمين
ترکيست دل آزار که
در
هر سر بازار
من از پي دل مي دوم و دل ز پي او
چون حلقه تهي شد دلم از فکر دو عالم
تا چنگ زدم
در
خم آن حلقه گيسو
در
قالب بي روح عدو دهر دمد دم
چون نافه که از جهل گرايد به سوي بو
ز بيم شاه پر از نقش شاه بود جهان
به چشم خصم ولي بود
در
جهان يکتاه
مصاف بس که
در
آن پهنه گرم بود نداشت
همي خبر پدر از پور و همره از همراه
چين به رخسارش از آن بيش که
در
دريا موج
مايل شهوت از آن بيش که شيطان به گناه
لاجرم بر
در
آن لجه بس ژرف و عميق
ميل من خفت و مرادست هوس شد کوتاه
جوزهر وار کمر بسته و من مي ترسم
که
در
اين جوزهر آخر به خسوف افتد ماه
يا
در
آن وقت که پوشم زره و بنشينم
از برباره چو رويين تن بر اسب سياه
ريش من هر که
در
آن حالت بيند گويد
ريش و اين شوکت و فر به به ماشاء الله
پس مرا گفت که هر حاجت کم
در
دل بود
زين محاسن همه کردي تو قضا بي اکراه
دوش چون گشت جهان از سپه زنگ سياه
از درم آن بت زنگي به
در
آمد ناگاه
همچو نرگس که به نيمي شکفد
در
دل شب
چشم افکنده به صد شرم همي کرد نگاه
من به صد چرب زباني و به شيرين سخني
که به اين چربي و شيرينيت آرم
در
راه
خواست دست آس يکي گفت که بر بام فلک
جست گندم دگري گفت که
در
خرمن ماه
آن که وصف دل او شد بضيا نور قلوب
آنکه خاک
در
او شد ز شرف زيب جباه
اي که بگذاشته دعوي بر جود تو سحاب
اينک اين دست
در
افشانت بر اين نکته گواه
شکوه يي گر به زبان رفت
در
آغاز سخن
بر زبان اين سخنان نيز رود گاه به گاه
گر قصوري رفته
در
اين شعر اي صدر جليل
عذر من بشنو که تا داني نکردستم گناه
سايه را پيوسته تا
در
قعر چه باشد مکان
روز و شب چون سايه خصمت باد اندر قعر چاه
صفحه قبل
1
...
6230
6231
6232
6233
6234
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن