167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • مرا ز جام خيالش شراب در پيش است
    بهر کجا نگرم آفتاب در پيش است
  • در دل من گنج خود کردي نهان
    جاي در ويرانه کردي عاقبت
  • کي در خور غمست و فراق آنکه سالها
    بوده است در نعيم وصال و جوار دوست
  • حلقه آن در شدنم آرزوست
    بر در او سر زدنم آرزوست
  • گناه ما چو خجالت در آسمان افکند
    که بارش اينهمه کرد و هنوز در عرقست
  • نيش مژگان در دلم چندي بحسرت ميشکست
    خار در دل کاشتم تا گلعذار آمد بدست
  • فلک از هاي و هوي من در رقص
    در ملک نيز هاي هاي منست
  • هر چه در عالم کبير بود
    جمله در جبه و رداي منست
  • در وصالش چون نوازد مستي ما خوش بود
    در فراقش گر گدازد نالهاي ما خوش است
  • در شام زلفت خورشيد تابان
    پنهان در آن شب روز قيامت
  • ز آه آتشينم در حذر باش
    که دودش در همه کشور گرفتست
  • بعشق زنده بود هر چه هست در عالم
    جهان نئيست درو جان عشق در کار است
  • در پيش خورشيد رخت باشد رخ خورشيد سهل
    در پيش شمشاد قدت باشد قد شمشاد پست
  • نگارا در غمت جانم حزين است
    بهر جزو دلم در وي دفين است
  • در مجاز تو حقيقت گفتن
    پرده در پرده دريدن چه خوش است
  • عشقست روان در رگ و در ريشه جانها
    ذرات جهان مست ازين باده ناب است
  • آسوده باش (فيض) که در محشرت شفيع
    سوداي عشق در سر و آه سحر بس است
  • مرغهاي جان آيد در شباک تن افتد
    در بلا شود پخته زانکه بي بلا خام است
  • راز در دل شده کره محرم کجاست
    مردم فهميده در عالم کجاست
  • نيش نوشي در جهان بي نيش غم
    يک گل بيخار در عالم کجاست
  • اوست باقي و دگرها همه در وي فاني
    اوست در جمله نمودار کسي ديگر نيست
  • ز غفلت تو ترا صد حجاب در پيش است
    صفاي چهره جانرا نقاب در پيش است
  • نصيحت تو يکي (فيض) در دلت نگرفت
    ترا ز گفته خود صد حجاب در پيش است
  • گرنه سوزد جان و دل در عشق او
    در تن اين افسردها هيچست هيچ
  • از زبان اين، سخن در گوش آن
    ميرود چون کفش کج در پاي کج