167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • در حلقه زلفين تو تا چشم کند کار
    بندست و شکنج و گره و دايره و خم
  • با ياد سر زلف تو شب تا به سحرگاه
    در بستر و بالين چمدم افعي و ارقم
  • در زلف سياهت همه کس ناظر و من نيز
    بر ساق سپيدت همه کس مايل و من هم
  • پشه يي را باد اگر در عهد او سيلي زند
    خشم او تا روز حشر از باد گيرد انتقام
  • تا نظام ملک و دين را گشت کلک او کفيل
    تيرها در کيش ماند و تيغها اندر نيام
  • صاحبا صدرا حديثي طرفه دارم گوش کن
    زار و پژمان زال زر را دوش ديدم در منام
  • فقر را ز افراط جودت بر گلو گيرد فواق
    خلق را از بوي خلقت در مشام افتد ز کام
  • از دم به چشم شير فلک در فکن غبار
    از سم به جسم گاو زمين برشکن عظام
  • الغرض شادان رسيد آن ماه و جان از خرمي
    چون قدح خواري که نوشد باده در عيد صيام
  • گفتم آري چون ندانم من که در هر روز و شب
    فکر شه بر جاي فکرت بر ضميرم مستدام
  • فضاي تيره اش از بسکه پر نشيب و فراز
    محال بود در آن بي عصا نهادن گام
  • به دستش اندر طاسي به شکل کون و در او
    چو قطره هاي مني برف مي چکيد از بام
  • خزينه شد ز تنش زنده رود آب زلال
    ز لاي و گل نه نشان ماند در خزينه نه نام
  • دو تن ميان دو کسوت ولي ز غايت لطف
    نه آشکار و نه پنهان چو روح در اجسام
  • دو جسم گشت ز يک جنس و هر دو گشت يکي
    چو آن دو حرف که در يکدگر کنند ادغام
  • دگر امام ششم جعفر آنکه بست و گشود
    به صدق و زهد در کفر و باره اسلام
  • سخن دراز چه رانم چو خور نشست به کوه
    چو زردشيري غژمان که در شود به کنام
  • اگر نه نوک سنان تو خون و مغز عدوست
    چو مغز و خون رودش از چه در عروق و عظام
  • از آن شراب که چون شير خورد سرخ شود
    ز عکس او همه نيهاي زرد در آجام
  • ز جاي جستم و آوردمش از آن باده
    که عکس او در و ديوار را کند گلفام
  • شراب خوردن و بيخود شدن از آن خوشتر
    که آب نوشي و در راه دين گذاري دام
  • چون نيزه تو رويد از آجام همي ني
    تب دارد ازين روي به تن شير در آجام
  • مست از آن کشورگشا کلکم که از آزرم آن
    تير ميران شد به کيش و تيغ ترکان در نيام
  • پيش ازين گر باده مي خوردم نهان در زير سقف
    بعد ازين مردانه نوشم جام بر بالاي بام
  • قدرت حق خواست در جيشي فزون از انس و جن
    باد سر ديوي کشد خنگ سليمان را لجام