167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • آنجا مگرم جام شرابي بکف آيد
    در چشم من اين باده سرابست در اينجا
  • هشدار که هر ذره حسابست در اينجا
    ديوان حسابست و کتابست در اينجا
  • دوري که نبيند مگر از دور قيامت
    در ديده تنگش چو سرابست در اينجا
  • با اينهمه چسان دين در دل قرار گيرد
    تقوي چگونه باشد در کام کس گوارا
  • تا در نگريم و باز خوانيم
    در روي تو سوره ثنا را
  • کينه ها در سينه ها دارند خويشان از حسد
    آشنايان در پي گنجينه هاي عمرها
  • دل سوخت چون در آتش سوداي عشق او
    جان هم در آتشش فکنم حسبي الحبيب
  • در گلو غصه قصه در دل ماند
    محرم رازها مرا درياب
  • دور از رخ تو در خاک و در خون
    جان مي سپارم درياب درياب
  • بر اوج خوبي ديدم مهي شب
    گفتم ز مهرش در تاب و در تب
  • از زلف گاهي خاطر پريشان
    از غمزه گاهي در تاب و در تب
  • چون تو گرفتار داريم بسيار
    در دام زلف و در چاه غبغب
  • شعر خوانم کاورد ارواح را در اهتزاز
    لرزه افتد در بدن معني چو بگشايد نقاب
  • در مقامي کاندر و سنجند نقد هر سخن
    آن سخن کان تن بلرزاند نيايد در حساب
  • آنکه را هستي هميشه در طلب
    در تو پنهان است از خود مي طلب
  • از فراق او تن تو در گداز
    رشته جانت از او در تاب و تب
  • هر رنج که در راه عبادت کشي اي (فيض)
    در آخرت آن يابد تبديل براحت
  • فيضست و درگه تو ازين در کجا رود
    الحاح بر در تو خدايا غريب نيست
  • در فراقت دلم چو غنچه گرفت
    در وصالت شگفتنم هوس است
  • ظاهر باطن نما و باطن ظاهر نما
    در عيان پيدا و در پنهان عيان پيداست کيست
  • (فيض) در دنيا براي آخرت کاري نکرد
    مثل او در روز محشر شرمساري هست نيست
  • هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
    وآنکه در دوستي مايه عرفان گرفت
  • گراني ار بدرون آيد از در جنت
    برون روم ز در ديگر اي فلان همت
  • در سرم فتنه اي و سودائيست
    در سرم شورشي و غوغائي است
  • مگو که چهره او را نقاب در پيشست
    ترا ز هستي و همي حجاب در پيشست