167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • آن آصف ثاني که بر از آصف اول
    در فکرت و هوش و خرد و سيرت و کردار
  • دوش کردم حيرت از دستت که چون ريزد گهر
    عقل گفتا غافلي کاو بحر دارد در جوار
  • سرو آن باغي کزو خجلت برد باغ بهشت
    در آن بحري که از وي بحر عمان شرمسار
  • گر کسي خواهد که عزرائيل را بيند به چشم
    گو ببيند جان، شکر تيغ تو را در کارزار
  • باري به ملک جم در خوف و رجا گشود
    تا دوست را شکور کند خصم را شکار
  • وان چاههاي چند که جم کند و زير خاک
    ماند از براي آب دو چشمش در انتظار
  • يوسف به چاه رفت و زان پس عزيز شد
    او خود عزيز بود که در شد به چاهسار
  • فرقي دگر که داشت ز يوسف جز اين نبود
    کاو شد به جبر در چه و اين يک به اختيار
  • در روي و موي او چو اسيران روم و زنگ
    دلهاي داغ ديده قطار از پي قطار
  • خون گردد از زرشک مصفا و خون چرخ
    در دل ز داغ باغ زرشک تو گشت تار
  • هر کاو که هفت و هشت کند با تو در جهان
    باکيد نه سپهر سه روحش بود دوچار
  • آن ز بهر پود زلف خويشتن دادش به دست
    وين براي تار جعد خود نهادش در کنار
  • خار خار مار تار زلف او دارم به دل
    بختم از آن خار زار و در دلم زان مار بار
  • تا به کي قاآني از عشق بتان گويي سخن
    هر چه بت در سينه داري بشکن ابراهيم وار
  • معرفت آموز تا ناجي شوي در راه عشق
    ور نه ندهد سود اگر حاجي شوي هفتاد بار
  • کمان ز قوس قزح سازم و تبيره ز رعد
    در فش از گل سوري طلايه از انهار
  • هنوز ازو رمقي مانده بود کز در باغ
    بهار آمد و دي را گرفت و کرد مهار
  • بدين بهانه هم از ابر ترجمان بگرفت
    که از چه کشتش و ناورد زنده در صف بار
  • در به باغ تخت از بس آتش افتد لخت لخت
    سبزه هايش را چو برگ لاله بيني داغدار
  • سپهر و هر چه در آن نقطه حکم او چنبر
    جهان و هر که درو بنده قدر او سالار
  • از آن سبب که ز ضيق فضا و تنگي جاي
    همي خورند ز هر گوشه بر در و ديوار
  • وگر دو مور در او از دو سو کنند عبور
    زنند قرعه و بر يکدگر شوند سوار
  • ولي دو خانه بود در جوار آن خانه
    که زنده دارد ما را به يمن قرب جوار
  • از بس که عضو عضو جهان در هراس ازوست
    ماند جهان ازو به تن شخص رعشه دار
  • گر هر چه هست زنده به آبست در جهان
    بي جان ز آب اوست چرا خصم نابکار