نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان فرخي سيستاني
آب
در
جوي ز باران بهاري و ز سيل
همچنان گشت که با سرخ مي آميخته شير
لفظي بديع و موجز، چون راي خواجه محکم
خطي درست و نيکو، چون روي خواجه
در
خور
پيل مست ار بر
در
کاخش کند روزي گذار
شير نر گر بر سر راهش کند وقتي گذر
بوسه بيار و تنگ مرا
در
کنار گير
تا هر دو دارم از تو درين راه يادگار
زو
در
جهان دلي نشناسم که نيست شاد
با او به دل چگونه توان بود کينه ور
بساط غالي رومي فکنده ام دو سه جاي
در
آن زمان که به سويي فکنده ام محفور
چون سرم از مستي و ز خواب گران گشت
در
کشم او را به جامه شب و افشار
در
دل از شادي سازي دگر آراست همي
چون ره نوزدي آن ماه و دگر کردي ساز
زانچه کرده ست پشيمان شد و عذر همه خواست
عذر پذرفتم و دل
در
کف او دادم باز
شاد باش اي ملک شهر گشايي که شده ست
در
دهان عدو از هيبت تو شهد شرنگ
چو گور تنگ شود بر عدو جهان فراخ
در
آن زمان که بر اسبش کشيده باشد تنگ
هر آن سپاه که تو پيش او بجنگ شوي
در
آن سپاه نماند مه سپه را رنگ
ز نيکويي که به چشم من آمدي همه وقت
شکنج وکوژي
در
زلف و جعد و آن محتال
بچشم من بت من پيش ازين بدينسان بود
بتم چنين و دلم
در
هواش بر يک حال
اي تازه تراندر بر خلق از
در
نوروز
اي دوست تر اندر دل خلق از سر شوال
قرمطي چندان کشي کز خو نشان تا چند سال
چشمه هاي خون شود
در
باديه ريگ مسيل
جز تو
در
سيحون و جيحون از همه شاهان که داد
مرغ و ماهي را طعام از طعنه رمح طويل
تا غزلخوان را ببايد وقت خواندن
در
غزل
نعت از زلف سياه و وصف از چشم کحيل
تا باز بر تن که ببانگ آمده ست سر؟
تا باز
در
تن که به جوش آمده ست دم ؟
دو روز دور نخواهد که باشد از
در
او
اگر دو بهره مر او را دهند زين عالم
هميشه تا که بودنام از شهادت و غيب
هميشه تا که بود بحث
در
حدوث و قدم
من آن مهي را خدمت کنم همي که به فضل
چوفضل برمک دارد به
در
هزار غلام
چونکه
در
نيکوييت بر من و بر تو ستمست
ما بر اينگونه ستم ديده و ناکرده ستم
از کريمي چو
در
آيد بر او زاير او
از کريمي چو شمن گردد و زاير چو صنم
سيم را شايد اگر
در
دل و جان جاي کنم
از پي آنکه بماند به بنا گوش تو سيم
صفحه قبل
1
...
6184
6185
6186
6187
6188
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن