نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
آتش سوزان زده حسامش
در
هند
دو دو شرارش رسيده
در
همه گيهان
هزار بحري هنگام بزم
در
يک صدر
هزار شيري هنگام رزم
در
يک زين
ور بود
در
جهم به گوشت چنانک
کودک شيرخواره
در
پستان
نه چو لفظ تو
در
دريا بار
نه چو کف تو ابر
در
بهمن
دولت
در
خدمت و
در
مدح تو
بسته ميانست و گشاده دهن
تيغ تو چون برفروزد
در
ميان کارزار
مغز بدخواهت بجوشد
در
ميان استخوان
اين روي پر ز دره و
در
خوشاب گشت
از آرزوي دره و
در
خوشاب او
شخصش سپهر و خلقش
در
وي نجوم او
خشمش اثير و تيرش
در
وي شهاب او
آثار مهر اوست
در
آباد اين زمين
تأثير کين اوست چنين
در
خراب او
در
طبع تو نگردد هرگز بزرگيي
کان سعي بخت تو ننهد
در
کنار تو
اي کشتئي که
در
شکم توست آب تو
آرام جانور همه
در
اضطراب تو
تابست
در
و نرگس ما چشم روشنست
تا چشم تو بريخت برو
در
ناب تو
در
بيشه شير ترسان از يوزبان تو
در
که عقاب لرزان از بازدار تو
فرزانگان
در
جود تو آزادگان
در
شکر تو
بر پادشاهان حکم تو بر خسروان فرمان تو
لاله روياند سرشکم تازه
در
هر مرحله
پس بهاري دارد از من
در
زمستان قافله
اندرين سرما ز رنج راندن سخت اي شگفت
من چنانم
در
عرق چون کودکان
در
آبله
خرده سيمم نماند از خرج ايشان
در
گره
ذره مغزم نماند از بانگ ايشان
در
کله
بر دشت زمرد جنگ سد بسته
در
کوه به تيغ تيز
در
کرده
در
صدر نشسته و مي نصرت
در
روي و دماغ تو اثر کرده
رفته صيت تو
در
همه عالم
مانده مدح تو
در
همه افواه
تا زدم
در
بهار دولت تو
دست
در
شاخه خدمتت ناگاه
در
بحرها چو ابر گذشته
در
دشت ها چو باد تنيده
هست اين تن من
در
حصار انده
جان را ز تنم
در
حصار کرده
در
باغ نوشکفته بکردي همي نظر
وز بيم رفته
در
دم گلخن چگونه اي
برافکند بر دوش اين طيلساني
در
آويخت
در
گوش آن گوشواري
صفحه قبل
1
...
616
617
618
619
620
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن