167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان مسعود سعد سلمان

  • به طبع دولت با همت تو در بيعت
    به طبع نصرت با همت تو در پيمان
  • اي گزيده چو علم در هر باب
    وي ستوده چو فضل در هر فن
  • چو چرخي روان در طلوع و غروب
    چو کوهي دوان در ضراب و طعان
  • شود در پي راه بخل و نياز
    سخا و عطاي تو در هر مکان
  • در شرف چون شرف بتاب و بگرد
    در طرب چون جهان بپا و بمان
  • چو خواب در سر مردان مرد جست حسام
    چو وهم در دل گردان گرد رفت سنان
  • سپهر طبعي در صدر مسند مجلس
    زمانه فعلي در گرد مرکب و ميدان
  • يکي بهار نو آيين شکفت در پيشم
    که آنچنان ننگاريد ابر در بهمن
  • زهي چو روز جواني ستوده در هر باب
    زهي چو دانش پيري گزيده در هر فن
  • چو در و گوهر در يک طويله جمعش کن
    چو زر و سيمش هر جايگاه مپراکن
  • هرگز نبود همت من در خور يسار
    هرگز نبود در خور همت يسار من
  • روز را در پي است ظلمت شب
    سود را در پس است بيم زيان
  • تن و جان در خصومتند و سزد
    عقل را در ميان حکم کردن
  • در روزگار جستم تا پيش من بجست
    در روزگار جستن کاريست کالامان
  • اکنون درين مرنجم در سمج بسته در
    بر بند خود نشسته چو بر بيضه ماکيان
  • در يکدرم ز زندان با آهني سه من
    هر شام و چاشت باشم در يوبه دونان
  • نه نه نه راست گفتم کز بر وجود تو
    در سبز مرغزارم و در تازه بوستان
  • در پارسي و تازي در نظم و نثر کس
    چون من نشان نيارد گويا و ترجمان
  • من در شب سياهم نام من آفتاب
    من در مرنجم و سخن من به قيروان
  • تا فرخي بپايد در فرخي بپاي
    تا خرمي بماند در خرمي بمان
  • در روزگار عدل تو ممکن شود که هيچ
    در روي حوض آب نيفتد ز باد چين
  • اي اصل خرمي همه در خرمي خرام
    وي ذات فرخي همه در فرخي نشين
  • در زير عنان تو آن ابر فلک جولان
    در زير رکاب تو آن برق نجوم آگين
  • در دست شهريار به هر حمله در نبرد
    يک فتح کرده بودي اکنون هزار کن
  • آنکه در مردي شجاعت باشدش زير رکاب
    وانکه در رادي سخاوت باشدش زير نگين