نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
الهي نامه عطار
در
آن ساعت که از جسم تو جان شد
دلي پر بت بر حق چون توان شد
چو
در
پاي تو خار از بهر يار است
گلستاني است آن هر يک نه خار است
که غم
در
هر دو عالم جز يکي نيست
يقين است اين که مي گويم شکي نيست
چو
در
تو هيچ نامي را اثر نيست
ز صد کم يک ترا صد يک خبر نيست
بدو گفتا که دستي
در
زن اي شاه
بر آي از قعر اين گرداب و اين چاه
ز مال و ملک با من يک درم بود
که آن
در
جيب من با من بهم بود
در
اين مذهب که جز اين هيچ ره نيست
بتر از ما و من شرک و گنه نيست
چو سلطان سر از آن خيمه بدر کرد
در
او هم برف و هم سرما اثر کرد
به نو هر دم تو
در
دين پيش مي آي
ز خود مي شو همي با خويش مي آي
از آن
در
اشک و سوز خويش جمع است
از آن باشد همه شب اشک و سوزش
که گر با من نه استي اي شه امروز
نه استم با تو من فردا
در
آن سوز
همي هر لحظه غم بيش است ما را
از آن راهي که
در
پيش است ما را
که تا آن اشتران بي خورد و بي خواب
ز پس کردند ده منزل
در
آن تاب
يکي آن بود مانده
در
بسي او
که نه نيک و نه بد گفت از کسي او
چو تو نه ديده
در
بازي و نه جان
که باشي تو نه اين باشي و نه آن
ظفر ميشد ز يک سو حلقه
در
گوش
به يک سو فتح و نصرت دوش بر دوش
چو نان و آب جستم از
در
تو
شدم بي اين و بي آن از بر تو
چو ما بي سر پي ايم افتاده
در
بند
چه برخيزد از اين بي سر پي اي چند
هيلاج نامه عطار
چو نيک و بد همه زين شه پديد است
از آن منصور
در
وي ره بديد است
چو اصل او ز ذات اندر مکان خاست
از آن اين شور و افغان
در
جهان خاست
از آن يک لمعه
در
جمله جهان بين
از آن صد شور و آشوب و فغان بين
وصال او يافت از ما
در
يقين باز
که ما را ديد و از ما شد سرافراز
چو عيسي زنده مير اي زنده دل پاک
که تا چون خر نماني
در
گل و خاک
بخلوت بعد از اين ما را به بين باز
همه ما بين تو
در
عين يقين باز
اشتر نامه عطار
چون
در
اين و آن شود پيدا هم اوست
هر دو يک سيب است بي شک مغز و پوست
صفحه قبل
1
...
6164
6165
6166
6167
6168
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن