167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... نشيند و آن لذات که در ابتداي مجاهده در خود يافته باشد، منبسط ...
  • ... و گفت: «دلها را در اصل، آفرينش متفاوت است: دلي است که جاي ايمان ...
  • نقل است که در جواني به زني نگرسته بود، خادم را گفت: «هر که چنان ...
  • ... به همه خصالي، و در رياضت وخدمت و مشاهدت و حرمت آيتي بود و ...
  • چون شبلي بر در رسيد جوان آواز داد که : «اي شيخ! زنهار که هيچ ...
  • ... مطيع خداوند بود در جمله عمر مگر نفسي، و او را در حظيره قدس فرود ...
  • ... «عافيت را طلب کردم در تنهايي يافتم و سلامت در خاموشي ». و گفت: ...
  • در علوم شرعي کمال داشت و در هر فني مقدم بود و دست از همه بداشت و ...
  • ... مجالي همي خواستم که در همه عمر خويش آزاد مردي بينم ». ...
  • و در طريقت نظري عظيم داشت، سوزي و شوقي به غايت، و استاد جميع اهل ...
  • ... او را از خانه به در کردند.به بغداد آمد. پس سببي افتاد که از ...
  • اسرار نامه عطار

  • چو در هر دو جهان يک کرد گار است
    ترا با کار چار ارکان چه کار است ؟
  • که در خور نيست حق جز حق اي دوست
    چه بر خيزد ازين مشتي رگ و پوست
  • چه گويم من در آن حضرت که چون بود
    که آن دم از وجود خود برون بود
  • ز حس بگذشت وز جان هم گذر کرد
    چو بي خود شد ز خود در حق نظر کرد
  • بود در يک نفس مهدي و آدم
    نه آن يک بيش ازين نه اين از آن کم
  • من و تو يک من زهر ست در کار
    که ز آن يک جوشده کوهي نگو سار
  • بگو تا در خور حق يار که بود
    چو جز حق نيست بر خود ار که بود
  • مرا در دل چو نه کارست و نه بار
    همه دل داد وام او به يک بار
  • چنان غم يار ما شد در غم يار
    که نيست از کار غم ما را غم کار
  • چو شادي نيست دل در غم فرو بند
    چو هم دم نيست بر لب دم فرو بند
  • چه داني تو که من در سر چه دارم
    چو من خود بي سرم افسر چه دارم
  • ترا از هر دو چون سود و زيان نيست
    چرا پس در تنت زين غصه جان نيست
  • الهي نامه عطار

  • چو در دين آمد او يک پيرهن داشت
    چو اين يک بر کشيد آن يک کفن داشت
  • که باشد همچو من صد بي سر و پاي
    که خود را گور خواهد در چنان جاي