167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان مسعود سعد سلمان

  • هر در که در ورود نکو خواهت
    من تکيه خود همي بر آن سازم
  • اي بار خدايي که تو را يار نباشد
    در حرمت و در مکرمت از تخمه آدم
  • امنست در حوالي ملک تو کار بند
    عدلست در حوالي ملک تو قهرمان
  • نه در ديارش بادي وزيده از اسلام
    نه در زمينش بويي رسيده از ايمان
  • نه چو فرتو مهر در حمل است
    نه چو جود تو ابر در نيسان
  • در بزم تو را معجزه عيسي مريم
    در رزم تو را معجزه موسي عمران
  • تا بود زلف نيکوان بر رخ
    حلقه در حلقه گشته چين در چين
  • حزم تو در مقام کوه رکاب
    عزم تو در مسير باد عنان
  • همت تو به هيچ حال نديد
    فسخ در عزم و نقص در پيمان
  • با طرب خيز و با نشاط نشين
    در شرف پاي و در بزرگي مان
  • آن ستوده چو فضل در هر باب
    وآن گزيده چو فخر در هر فن
  • ز بيم تيغ تو دشمن نماند در گيتي
    ز جود کف تو گوهر نماند در معدن
  • سراي او را در بزم دولتست بساط
    حسام او را در رزم نصرتست فسان
  • ز زخم تيغش چون باد در قفس باشد
    به پيش حمله او در تن عدوش روان
  • بر بسته ميان و در زده ناوک
    بگشاده عنان و در چده دامن
  • آن در مجلس بر آنکه لانيأس
    وين در ميدان بر اينکه لاتأمن
  • دم من همچو باد در آذر
    چشم من همچو ابر در بهمن
  • رفتم تا در جهان ثناي تو گويم
    دارم در خدمت تو شکر تو مضمون
  • زده شکوه تو در شرق و غرب لشکرگاه
    فکنده امن تو در بر و بحر شادروان
  • هزار دريا جودي نشسته در مجلس
    هزار عالم فضلي نشسته در ايوان
  • نوشته صورت مهر تو در دل اقبال
    نشسته لشکر خشم تو در دم حدثان
  • در آن محال که تعويذ جان بود شمشير
    در آن مضيق که زندان تن شود خفتان
  • چو زهر گردد در کام ها لعاب و دهن
    چو مار پيچد در يالها دوال عنان
  • بر آن جهنده پوينده دونده به طبع
    که در درنگ يقين است و در شتاب گمان
  • هميشه تا بود از بهر حکم کون و فساد
    ستاره در حرکات و سپهر در داوران