167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • يکي شد سرفراز از دولت عقبي ز اقبالش
    ز امدادش يکي را ملک دنيا در کنار آمد
  • اين نه فواره است هر سو جلوه گر در حوضها
    کرده است از تشنگي بيرون زبان خويش آب
  • در مزاج مرغ آتشخوار از تاب هوا
    سردي خس خانه دارد شعله با آن آب و تاب
  • طوق قمري جلوه گرداب دارد در نظر
    سرو از تاب هوا از بس که گرديده است آب
  • گرم شد از بس هواي خانه ها از تاب مهر
    سوخت در بحر کمان ها تير را بال عقاب
  • بلبل و گل در نظرها آتش و خاکسترست
    گرم شد از بس گلستان زين هواي سينه تاب
  • مظهر لطف الهي شاه عباس، آن که شد
    از نسيم خلق او خون در بدنها مشک ناب
  • عطسه مغز نافه را خالي کند از بوي مشک
    در گلستاني که گيرند از گل خلقش گلاب
  • در ته چادر جهاني را ز برق حسن سوخت
    آه اگر آيد برون از زير چادر ماهتاب
  • کار آتش مي کند در گرمي هنگامه ها
    گر چه با کافور مي ماند به گوهر ماهتاب
  • مي توان چشم از در و ديوار عالم آب داد
    کرد از بس مغز خشک خاک را تر ماهتاب
  • گر چه مي آرد دماغ هوشياران را به شور
    مي کند در بزم مي طوفان ديگر ماهتاب
  • مي گذارد نعل در آتش هلال جام را
    از طراوت گر چه سازد خاک را تر ماهتاب
  • بخت خواب آلوده اي نگذاشت در روي زمين
    بس که افشاند آب لطف از چهره تر ماهتاب
  • بس که هر خاري ملايم شد ز تأثير هوا
    مي کند گل در گريبان عاشقان را خارخار
  • شاخ گل مي گردد از تردستي آب و هوا
    چوب تعليمي اگر در دست خود گيرد سوار
  • ريخت شبنم از رخ گلها چو انجم از سپهر
    ابرها چون کوه شد سيار در روز شمار
  • مي بده ساقي که صهبا در بهشت آمد حلال
    ساز شو مطرب که شد آهنگ، وضع روزگار
  • جلوه در پيراهن بي جرم يوسف مي کند
    هر گناهي را که باشد بخشش او پرده دار
  • هر گوزني را که ياد تير او در دل گذشت
    استخوانش سر به سر زهگير شد بي اختيار
  • حفظ او تا شد ضعيفان جهان را ديده بان
    مي کند چون چشم ماهي سير در دريا شرار
  • هست از تيغ کج او تکيه گاه اقبال را
    پرخم آيد در نظر زان روي چون ابروي يار
  • کوچه ها پيدا شود در آسمان چون رود نيل
    گر ز عزم صادق آرد رو به اين نيلي حصار
  • حسن خلقش تازه رو بر مي خورد با خار وگل
    نيست حيف و ميل در ميزان عدل نوبهار
  • خانه بر دوشي به غير از جغد در عالم نماند
    بس که شد معمور از معماري عدلش ديار