167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • بر رعيت مهربان بود و به دشمن قهرمان
    در مقام خويش قهر و لطف را مي برد کار
  • خار از بيم سياست در زمان عدل او
    دامن گل را به مژگان پاک مي کرد از غبار
  • بي سخن در هيچ عصر و هيچ دوراني نداشت
    شاه بيتي اين چنين مجموعه ليل و نهار
  • در جواني داد دولت را به فرزند جوان
    تا به کام دل شود از عمر و دولت کامکار
  • داد دولت را به فرزند جوان عباس شاه
    تا بماند نام او در هر دو عالم پايدار
  • سفته بيرون آيد از کان چون لب خوبان عقيق
    گر کند سهم خدنگت در دل خارا گذار
  • نافه در چين مي گذارد ناف غيرت بر زمين
    عنبر خلق تو خواهد کرد اگر زينسان بهار
  • مي ربايد حلقه از چشم غزالان نيزه ات
    مي کند چون آه، تيرت در دل نخجير کار
  • مي نوازي هر کسي را در خور اخلاص خويش
    حق نگهدار تو باد اي پادشاه حق گزار
  • نظر به عزمش، گردون چو مرغ نوپرواز
    در آشيانه نشسته است و مي زند پر و بال
  • هيچ کس را در دل از گردون تمنايي نماند
    ديدن شه کرد عالم را ز مطلب کامران
  • بس که در ايام او دست تعدي کوته است
    بر بساط ماه مي گردد کتان دامن کشان
  • از شکوفه شاخ چون موسي يد بيضا نمود
    در زمين با گنج زر قارون سرما شد نهان
  • غنچه شد چون مريم آبستن ز افسون بهار
    بوي گل چون عيسي از گهواره آمد در زبان
  • دين ز حسن اعتقاد او رواج تازه يافت
    شرع شد در عهد او چون قلب خود عالي مکان
  • سوخت رنگ مي چو خون مرده در شريان تاک
    پاک شد از ننگ اين گلگونه رخسار بهار
  • نطق او هر جا که بگشايد سر درج سخن
    مستمع را مغز گوهر مي شود در استخوان
  • گر چه چندين نقش موزون داشت در هر گوشه اي
    زين عمارت شد بلند، آوازه نقش جهان
  • زان تيغ کج که فتح و ظفر در رکاب اوست
    شد پاک روي مملکت از خال عيب و عار
  • تا به شش مه خاک مي کردند بر سر هنديان
    باد در کف عاقبت رفتند تا دارالبوار
  • اين که عمري خاک مي کردند بر سر فيل ها
    زين مصيبت بود کاکنون گشت در هند آشکار
  • زين تزلزل کز سپاه ترک در هند اوفتاد
    ريخت از بتخانه ها بت همچو برگ از شاخسار
  • به شکر مقدمش در سجده آمد زنده رود از پل
    ز چشمش اشک شادي همچو سيل نوبهار آمد
  • ز خون هنديان پنجاب شد چون پنجه مرجان
    به ملک هند تا شمشير او در کارزار آمد
  • يکي شد داور هندوستان با چار فرزندش
    به اين سر پنجه با او در مقام گيرودار آمد