167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • اين شور در جهان نه از افلاک و انجم است
    هر فتنه اي که هست (به) زير سر خم است
  • خال است اين که بر لب او چشم دوخته است؟
    يا شبنمي در آتش ياقوت سوخته است
  • خلقي از گفتار بي کردار من هشيار شد
    گر چه خود در خواب ماندم عالمي بيدار شد
  • ساده لوحاني که رو در کنج عزلت کرده اند
    وعده گاه عالمي را نام خلوت کرده اند
  • تا نقاب از رخ برافکنده است در مشکين پرند
    چشم مجمر آب آورده است از دود سپند
  • در دل معشوق جاي خود ادب وا مي کند
    بهله از کوتاه دستي بر کمر جا مي کند
  • که جز من مي تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
    که در آيينه طوطي گفتگو با خويشتن دارد
  • ز بي دردي پر و بال طلب از کار مي ماند
    ز پاي خفته دامن در ته ديوار مي ماند
  • مزن اي سرو با شمشاد او لاف از خرام خود
    که رسوايي ندارد تيغ چوبين در نيام خود
  • در حفظ آن کسي که ز مي بي خبر شود
    هر برگ تاک، دست دعاي دگر شود
  • از باده چون عقيق تو سيراب مي شود
    گوهر در آب خود چو شکر آب مي شود
  • شد فزون در دور خط کيفيت لبهاي يار
    نشائه مي بخشد دو بالا، مي چو گردد پشت دار
  • يار گندم گون جوي نگذاشت در من عقل و هوش
    خرمنم را سوخت اين گندم نماي جوفروش!
  • با قد خم گشته روگردان مشو از راه حق
    بر در ديگر مزن اين حلقه جز درگاه حق
  • بي فسادي نيست گر رو در صلاح آرند خلق
    بهر خواب روز، شب را زنده مي دارند خلق
  • هر که را از سايلان ناشاد مي سازد بخيل
    در حقيقت بنده اي آزاد مي سازد بخيل
  • گر چه در راه سخن کرده است از سر پا قلم
    سرنيارد کرد از خجلت همان بالا قلم
  • از خموشي ما ز دست هرزه نالان رسته ايم
    ما در منزل به روي خود ز بيرون بسته ايم
  • از بس که بي گمان به در دل رسيده ام
    باور نمي کنم که به منزل رسيده ام
  • فارغ است از ديو مردم خاطر آزاد من
    نيست از جوش پري ره در خيال آباد من
  • ندارد حاجت تکرار گفتار تمام من
    که پيش از گوش در دل نقش مي بندد کلام من
  • چون برآيد دل ز قيد زلف عنبرفام او؟
    دانه مي گردد گره در حلقه هاي دام او
  • يکي صد شد ز خط کيفيت چشم خراب تو
    مگر خط مي کند بيهوشدارو در شراب تو؟
  • در علم ظاهري چه کني عمر خود تباه؟
    دل را سفيد کن، چه ورق مي کني سياه؟
  • اين که زاهد کرد پهلوي خود از دنيا تهي
    کاش در پاي گلي مي کرد يک مينا تهي