نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
مي پرد چشم جهان
در
طلبش چون مه عيد
تا که را چشم فتد بر کمر لاغر تو
از سر کوي قناعت به
در
شاه مرو
چون خسيسان ز پي مال و زر و جاه مرو
چو گريه باده گره
در
گلوي شيشه شده است
ز بس که هست گلوگير درد فرقت تو
ز جنبش نفسم چون جرس فغان خيزد
ز بس که
در
دهنم خشک شد زبان بي تو
چنان که لاله گرفته است داغ را به ميان
گرفته داغ مرا
در
ميان چنان بي تو
زبان چو پسته شود سبز
در
دهن بي تو
گره چو نقطه شود رشته سخن بي تو
در
آن رياض که صائب قلم به کف گيرد
عجب که سبز دگر از حجاب گردد سرو
در
پرده سوخت روي تو هر جا دلي که بود
اي واي اگر به يک طرف افتد نقاب تو
خون همچو نافه
در
جگرش مشک مي شود
پيچد به هر دلي که خط دل سياه تو
تاج و کمر چو موج و حباب است ريخته
در
هر کناره اي ز محيط سخاي تو
هر غنچه را ز حمد تو جزوي است
در
بغل
هر خار مي کند به زباني ثناي تو
در
مشت خاک من چه بود لايق نثار؟
هم از تو جان ستانم و سازم فداي تو
غير از نياز و عجز که
در
کشور تو نيست
اين مشت خاک تيره چه دارد سزاي تو؟
آرامش دل تو برون است از آب و گل
در
دامن آنچه گم شود از آستين مجو
نتوان به بال عاريه بيرون شدن ز خويش
در
وادي طلب مدد از آن و اين مجو
گم کرده ايم ما سر و پا
در
محيط عشق
زين بحر اگر تو پا و سري يافتي بگو
اين يک دو نفس را ز سر درد برآور
در
غفلت اگر صرف شد اوقات شب تو
در
هر چه شود صرف بجز آه حرام است
چون صبح ز عمر اين نفس منتخب تو
چون چشم که
در
خواب گران است حضورش
دل را سبک از درد کند کوه غم تو
خالي نمي ماند ز زر دستي که احسان مي کند
تقصير
در
ريزش مکن خورشيد زرين چنگ شو
راه از زمين گيري بود
در
دامن منزل سرش
بشکن به دامن پاي خود چون راه پيشاهنگ شو
خصم دروني از برون بارست بر دل بيشتر
با دشمنان کن آشتي با خويشتن
در
جنگ شو
از اهل دنيا نيستي
در
فکر عقبي نيستي
دست از دو عالم برفشان ديوانه شو ديوانه شو
از ديده هر روشني
در
غيب باشد روزني
هر جا به شمعي برخوري پروانه شو پروانه شو
آن گنج با شمع گهر ويرانه جويد
در
بدر
تا جهد داري اي پسر ويرانه شو ويرانه شو
صفحه قبل
1
...
6108
6109
6110
6111
6112
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن