نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
حرص دايم چو سگ هرزه مرس
در
سفرست
صبر شيري است که از بيشه کم آيد بيرون
ازان هميشه تر و تازه است سنبل زلف
که بي حجاب کند با تو دست
در
گردن
چو بوي گل ز
در
بسته مي رسد به مشام
چه لازم است تملق به باغبان کردن؟
به سنگ خاره عبث تيشه مي زند فرهاد
به زور
در
دل کس جا نمي توان کردن
مشو ز لغزش پا نااميد
در
ره عشق
که قطع مي شود اين ره به پاي لغزيدن
بدار دست ز اصلاح دل چو شد بي درد
گلي که نيست
در
او نکهتي گلاب مکن
ز ريشه کند دو صد سرو پاي
در
گل را
به جستجوي تو از خود برون دويدن من
ز گريه اي که مرا
در
گلو گره گردد
سپهر سفله کند کم ز آب و دانه من
سفر اگر چه دو گام است بي مشقت نيست
که ناله
در
حرکت آيد از قلم بيرون
ز حلقه
در
جنت شود گزيده چو مار
دلي که آيد ازان زلف خم به خم بيرون
تا هست نم ز خون جگر
در
پياله ام
لب تر نمي کنم ز مي ناب ديگران
با بحر اگر چه دست
در
آغوش کرده است
چون موج مي تپد دل بي درد من همان
اوقات خود به فکر عصا پوچ مي کني
در
واديي که رو به قفا مي توان شدن
پيش قضاي حق دم چون و چرا مزن
در
بحر بي کنار عبث دست و پا مزن
در
آتش است نعل سفر رنگ و بوي را
دامن گره به دامن اين بي وفا مزن
در
شيشه کرده است ترا آسمان چو ديو
اين شيشه خانه را به دم گرم آب کن
عاجز بود ز حفظ عنان دست رعشه دار
تا ممکن است توبه ز مي
در
شباب کن
محتاج را چه عقده ز محتاج وا شود؟
ز اهل نياز رو به
در
بي نياز کن
در
چشم بستن است تماشاي هر دو کون
زين رو ببند چشم و ازان روي باز کن
خواهي چو شعله چشم و چراغ جهان شوي
در
پيش پاي هر خس و خاري قيام کن
خواهي که بر رخ تو
در
فيض وا شود
چون صائب اقتدا به حديث و کلام کن
با قصد کار بنده مأمور را چه کار؟
در
کارهاي حق سخن از خير و شر مکن
در
توست هر چه مي طلبي صائب از جهان
بيرون ز خود به هيچ مقامي سفر مکن
تا ديده ات ز نور يقين غيبت بين شود
در
عيب مردم و هنر خود نظر مکن
در
ره شکنجه اي بتر از کفش تنگ نيست
با خوي بد هواي سفر مي کني مکن
صفحه قبل
1
...
6102
6103
6104
6105
6106
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن