167906 مورد در 0.19 ثانیه یافت شد.

ديوان محتشم کاشاني

  • ز قحط کاه بود ماه در امساک
    چو روزه دار دهن بسته در مه رمضان
  • به فرض اگر رگ صورش دمند در رگ و پي
    نيايدش حرکت در جوارح و ارکان
  • به يک عدد که در اول فزود در ثاني
    درست گشت دو تاريخ طبع حيلت گر
  • سرشک ماتميان در عزاي او گرديد
    چو سيل حادثه در بر و بحر شورافکن
  • ز خون ديده در جيحون نشينيد
    چو شاخ ارغوان در خون نشينيد
  • از آن قيمتي گوهر پاک حيف
    وزان در که افتاده در خاک حيف
  • ضميري از ثنايت آن چنان پر
    که در درج محقر يک جهان در
  • دست عتاب حق به در آيد ز آستين
    چون اهل بيت دست در اهل ستم زنند
  • ناگهان در هفت گردون اضطرابي شد پديد
    کز تزلزل شد خلل در چار ديوار جهان
  • رخش افغان را عنان در ابتلاي من دهيد
    اشگ خونين را روان در ماجراي من کنيد
  • گل عذار تو در خاک گشت خوار دريغ
    خط غبار تو در قبر شد غبار دريغ
  • بماند داغ تو در سينه يادگار و نماند
    فروغ روي تو در چشم اشگبار دريغ
  • لجه نسل شريفش داشت يک در يتيم
    رفت و در درياي محنت تا ابد کردش سقيم
  • در جهانش آستين بوس آفتاب و ماه بود
    در جنانش آستان روب آستين حور باد
  • اينک حاير حضرت که در وي متصل
    زايران را شهپر روحانيان در زير پاست
  • يا معزالمذنبين غرق کباير گشته ام
    وز تو در خواهي مرادم در حريم کبرياست
  • سروي که در حديقه جان بود متصل
    با خاک در مغاک لحد يافت اتصال
  • در چه وادي در سبيل رشحه بخش سلسبيل
    دافع سوز جحيم و شافع روز معاد
  • در تسلي کاري ذات شفاعت خواه تو
    مغفرت را بسته حق در کار بر درگاه تو
  • در سرداري که عالمي را بکشي
    قربان سرت شوم چها در سر توست
  • در راه دگر اگرچه چست آمده اي
    در راه وفا و مهر سست آمده اي
  • ديوان مسعود سعد سلمان

  • چون بازو چرغ چرخ همي داردم به بند
    گر در حذر غرابم و در رهبري سبا
  • آن گوهري حسامم در دست روزگار
    کاخر برونم آرد يک روز در وغا
  • مسعود سعد گردش و پيچش چرا کني
    در گردش حوادث و در پيچش عنا
  • با هر کسي چو با تن مهجور وصلتي
    در هر دلي چو در دل مجرم امانيا