نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
ز بس چون غنچه گل زين جهان تنگ دلگيرم
مرا هر کس که چيند خونبها
در
آستين دارم
به خون گل مزن دست اي چمن پيرا به دامانم
که جوي خون از آن گلگون قبا
در
آستين دارم
به دست بسته دستي
در
سخاوت چون سبو دارم
که چندين جام خالي را زاحسان سرخ رو دارم
مرا
در
حلقه آزادگان اين سرفرازي بس
که با بي حاصلي چون سرو خود را تازه رو دارم
چه افتاده است دردسر دهم صائب عزيزان را
که من چون خون شراب بي خماري
در
سبو دارم
نباشد چون مسلسل ناله درد آشناي من
که من
در
دست چون زلف دراز او شبي دارم
به من باد مخالف حمله مي آرد، نمي داند
که من چون دامن تسليم
در
کف ساحلي دارم
شکوه لاله ام را کوه و صحرا برنمي تابد
که
در
هر نقطه داغي سواد اعظمي دارم
به خورشيد بد اختر چون نمايم گوهر خود را
که
در
يک دم به چشمم مي خورد گر شبنمي دارم
مشو اي آهنين دل از کمند جذبه ام غافل
که چون آهن ربا
در
دل شتاب ساکني دارم
به ظاهر چون کتان
در
پرتو مهتاب اگر محوم
به تار و پود هستي پيچ و تاب ساکني دارم
نيم غمگين چو سرو از بي بريها شاديي دارم
ندارم هيچ اگر
در
کف خط آزاديي دارم
ز بيم آتش سوزان دلم چون بيد مي لرزد
دو روزي همچو گل
در
بوستان گر شاديي دارم
چرا چون سرو از بيم خزان بر خويشتن لرزم
که از بي حاصلي
در
کف خط آزاديي دارم
فشانم هر چه دارم بي طلب
در
دامن سايل
که من چون ابر از همت تقاضا بر نمي دارم
نباشد توشه اي
در
کار مهمان کريمان را
از آن امروز زاد از بهر فردا بر نمي دارم
ز بس کز دور گردون محنت و غم ديده ام صائب
هلال عيد آيد
در
نظر چون ناخن شيرم
خوشا روزي که منزل
در
سواد اصفهان سازم
ز وصف زنده رودش خامه را رطب اللسان سازم
به اين گرمي که من رو از غريبي
در
وطن دارم
اگر بر سنگ بگذارم قدم ريگ روان سازم
حضور خيره چشمان حسن را بي پرده مي سازد
نسيمي را چو مي بينم
در
آن گلزار مي لرزم
ز زخم داس بر خود خوشه
در
خشکي نمي لرزد
به عنواني که من زين چرخ کج رفتار مي لرزم
تجرد
در
نظرها تيغ چو بين را سبک سازد
نه از دلبستگي بر جبه و دستار مي لرزم
عزيزي خواري و خواري عزيزي بار مي آرد
در
آغوش پدر از چاه و زندان بيش مي لرزم
ز عرياني خطر افزون بود رنگين لباسي را
من آن شمعم که
در
فانوس بر جان بيش مي لرزم
کمان بال و پر پرواز گردد تير بي پر را
در
آغوش وصال از بيم هجران بيش مي لرزم
صفحه قبل
1
...
6075
6076
6077
6078
6079
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن