نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
سبک کرده است
در
ميزان من سد سکندر را
به پيش روي خود از جسم ديواري که من دارم
تماشاي بهشت از خانه ام بيرون نمي آرد
ز داغ آتشين
در
سينه گلزاري که من دارم
کند خون
در
جگر بسيار نعمتهاي الوان را
درين مهمانسرا چشم و دل سيري که من دارم
ز خجلت آه بي تاثير من
در
دل بود دايم
ز ترکش بر نيايد از کجي تيري که من دارم
شراب کهنه
در
پيري مرا دارد جوان دايم
که دارد از مريدان اين چنين پيري که من دارم
مگر
در
خواب بيند کعبه مقصود را صائب
درين وادي ز عزم سست شبگيري که من دارم
نمي آيد برون از پرده آوازي که من دارم
کند مضراب را خون
در
جگر سازي که من دارم
نيايد هر زه نالي چون سپند از من درين محفل
همين
در
سوختن مي خيزد آوازي که من دارم
چو گل آخر گريبان مرا صد چاک مي سازد
به رنگ غنچه
در
دل خرده رازي که من دارم
نمي آيد ز من چون چشم بر گرد جهان گشتن
همين
در
خانه خويش است پروازي که من دارم
ز حيرت صيقلي گرديده چون آيينه چشم من
ندارد خواب ره
در
ديده بازي که من دارم
فلک را منزل نقل مکان خويش مي داند
گره
در
سينه اين آه سبکتازي که من دارم
به چشم بسته
در
خون مي کشد صيدي که مي خواهد
ز بس گيرنده افتاده است شهبازي که من دارم
تماشاي بهشت از خلوتم بيرون نمي آرد
به است از جنت
در
بسته زنداني که من دارم
دم گرمي طمع از ناله هاي آتشين دارم
که مشکل عقده ها
در
پيش از آن چين جبين دارم
دمي صد بار
در
اشک را بر چشم مي مالم
تهيدستم، چه سازم يادگار دل همين دارم
مرا بي همدمي مهرلب و بند زبان گشته
وگرنه ناله ها چون ني گره
در
آستين دارم
نيم ايمن ز تيغ انتقام چرخ کم فرصت
چو مينا خنده را با گريه
در
يک آستين دارم
ز پاس دل مشو
در
زلف عنبر فام خود غافل
که روشن اين شبستان راز آه آتشين دارم
شود مقبول
در
درگاه حق چون سجده شکرم
که داغ لعنت از درگاه دو نان بر جبين دارم
درين گلزار چون گل خرده خود جمع چون سازم
که از هر شبنم او چشم شوري
در
کمين دارم
نگردد چون به چشمم عالم روشن سيه صائب
که رو
در
مردمان از نامجويي چون نگين دارم
نيند اين بسته چشمان لايق تشريف پيراهن
و گر نه بوي يوسف چون صبا
در
آستين دارم
به اوراق پر و بالم ز غفلت سرسري مگذر
که من از سايه دولت چون هما
در
آستين دارم
مدار از من دريغ اي ابر رحمت گوهر خود را
که من چون تاک صد دست دعا
در
آستين دارم
صفحه قبل
1
...
6074
6075
6076
6077
6078
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن