167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • در لباس از خون بلبل جامه رنگين مي کند
    هر که صائب مي زند بر گوشه دستار گل
  • رخنه اي تا هست فيض آفتاب حسن هست
    بلبل ما در قفس مست است از احسان گل
  • چرا بي بوي پيراهن به کنعان باد مصر آيد
    مشو در هر نفس زنهار از ياد خدا غافل
  • چو آهن پاره پرگار غافل نيست از مرکز
    شود در وجد چون صاحبدلان از ياد خدا غافل
  • در حضور آن که مرا کرد فراموش و نخواند
    به چه اميد کنم نامه خود را ارسال
  • ز سايه در جگر خاک خون کند صائب
    کشيد بس که به خون دامن آن بلند نهال
  • نه برق در تو نه باد جهان نورد رسد
    به اين شتاب کجا مي روي کجا اي دل
  • چنان مکن که دل ما در اضطراب آيد
    که عرش مي تپد از بال و پرفشاني دل
  • مرا ز پست و بلند سپهر باکي نيست
    به يک قرار بود مهر در طلوع و افول
  • بر جا نماند آن که بود چون شراره اش
    در زير پاي تخت رواني ز دود دل
  • از ظلم خويش ظالم اگر در هراس نيست
    پيکان به جسم بهر چه جا مي کند بدل
  • در بسته باغ رابه ته بال خود گرفت
    هر بلبلي که ساخت ز گل با خيال گل
  • ديوانه اي که بي دف و ني در سماع بود
    ساکن شود چگونه به دور جمال گل
  • کردم نهفته در دل صد پاره راز عشق
    غافل که بيش مي شود از برگ بوي گل
  • کي چشم گستاخ مرا راه تماشا مي دهد
    رويي که دارد از عرق چندين نگهبان در بغل
  • هر جا که دفتر واکند آن يوسف گل پيرهن
    صبح قيامت مي نهد از شرم ديوان در بغل
  • زان سان که سنبل چشمه را از ديده ها پنهان کند
    دارد چنان چشم مرا خواب پريشان در بغل
  • چون غنچه سراز جيب خود بهر چه بيرون آورم
    من کز خيال روي او دارم گلستان در بغل
  • کو جذبه اي تا بگذرم زين خارزار بي امان
    تا کي فراهم آورم چون غنچه دامان در بغل
  • صد تيره آه از سينه اش يکبار مي آيد برون
    آن را که چون ترکش بود صدرنگ پيکان در بغل
  • از گنج بي پايان حق دخل کريمان مي رسد
    هرگز نماند مهر را دست زرافشان در بغل
  • دست حوادث کوته است از دامن آزار من
    دارم چو بحر از موج خود صد تيغ عريان در بغل
  • ما و خرابات مغان کز وسعت مشرب بود
    هرمور از خود رفته را ملک سليمان در بغل
  • گل مي کند صائب همان از سينه پر خون من
    چندان که سازم داغ را چون لاله پنهان در بغل
  • تا در پس اين پرده است دل صاف نمي گردد
    چون زنده دلان بگذر از پرده خواب اول