نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
چون مور
در
خرابه دنيا چه سر کنم
جايم چو نقطه بر سر خود قاف مي دهد
در
طبع ما چو آب گهر نيست بستگي
گوهر به نرخ آب ز ما مي توان خريد
باور که مي کند که به معراج اهل فکر
پاي به خواب رفته ما
در
حنا رسيد
هر نشأه اي که
در
جگر خم ذخيره داشت
يک کاسه کرد عشق چو ساغر به من رسيد
جان
در
تن شکار کند شست پاک من
فربه شد آن شکار که لاغر به من رسيد
در
حيرتم که از چه به گل ماند پاي سرو
زين نغمه هاي تر که ز آب روان شنيد
در
مشرب من صبح چه گويم چه اثر داد
اين شير مرا غوطه به درياي شکر داد
در
خون دل خود ز شفق غوطه زند صبح
تا يک دو نفس از جگر چاک برآرد
خون مي چکد از شعله آواز جرس را
تا چشم که سر
در
پي اين قافله دارد
در
کعبه مقصد رسد آن کس که درين راه
غير از دل صد پاره خود زاد ندارد
در
رشته جان تاب فتاده است ز غيرت
تا دست تصور که به آن موي ميان برد
در
خواب زد از دولت بيدار جهان دست
از ساده دلي هر که تفاخر به نسب کرد
خونم چو مي از لعل مي آشام تو گل کرد
در
شيشه من جوش زد از جام تو گل کرد
در
لعل بتان آب شد از شرم شکر خند
زين نوش که از تلخي دشنام تو گل کرد
در
پرده هر آن جرعه که چون ابر کشيدي
يک يک ز عذار عرق افشان توگل کرد
در
پاي خزان ريخت گل و لاله اين باغ
رنگي که به رخساره به خون جگر آورد
در
کام تو زهر از کجي توست وگرنه
هر کس که چوني راست شد اينجا شکر آورد
در
عشق تو شد محو هر آن نقش که ايام
با خون دل از پرده نيرنگ برآورد
هر جا نبود شرم به تاراج رود حسن
ويران شود آن باغ که بي
در
شده باشد
صائب چه خيال است که
در
دست من افتد
از دور گلي را که به ديدن نگذارند
تا يافته بلبل که
در
آن بزم رهم نيست
گل را به من از دور به منقار نمايد
از خواب غفلت ما
در
سنگ چون شرر ماند
شوقي که کوهها را ابر سبک عنان کرد
شيرين کلامي ما کاري که کرد با ما
چون خواب صبح ما را
در
ديده ها گران کرد
در
چشم خرده بينان هر نقطه صد کتاب است
آن خال را به صد وجه تفسير مي توان کرد
از درد عشق اگر هست صائب ترا نصيبي
از ناله
در
دل سنگ تأثير مي توان کرد
صفحه قبل
1
...
6043
6044
6045
6046
6047
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن