نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
بغير زنده دلي
در
جهان چراغي نيست
که روز تا به شب و شام تا سحر سوزد
ازان زمان که لب از خون گرم من تر کرد
هنوز
در
جگر تيغ آب مي سوزد
کند چه نشو و نما نخل ما
در
آن گلشن
که العطش ز لب جويبار مي خيزد
ز آه کام دو عالم مرا مهيا شد
ازين کليد دو صد
در
به روي من وا شد
عنان سير تو چون موج
در
کف درياست
گمان مبر که ترا با تو وا گذاشته اند
فروغ حسن نفس سرمه مي کند
در
کام
چه دل تهي کند از ناله پيش يار سپند
ز حيرت تو شرر پاي
در
حنا دارد
به مجلس تو چه شوخي برد به کار سپند
در
آن مقام که شاهي به هر گدا بخشند
چه دولتي است که مارا همان به ما بخشند
چه فتنه ها کند آن چشم شوخ
در
مستي
که کار رطل گران وقت خواب ناز کند
شده است عام چنان حرص
در
غني وفقير
که بحر با همه گوهر به کف سؤال کند
درين جهان چو ندارد رواج اين زر قلب
در
آن جهان چه سخن را رواج خواهد بود
خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
رخ تو
در
عرق سرد و گرم وتر برود
توان به بوي گل از خار خشک گل چيدن
ز باغ بلبل ما
در
خزان برون نرود
ز آتش رخ ساقي که مي جهد سالم
به محفلي که بط مي
در
او کباب شود
کسي به کعبه مقصد رسد که
در
هر گام
به خار از آبله پاي خويش آب دهد
در
آن چمن که من از گل گلاب مي گيرم
ز دور باد صبا پشت دست مي خايد
به بر چگونه کشم آن ميان نازک را
که
در
خيال به صد پيچ وتاب مي آيد
جز اين که از ته دل
در
دعا برآرم دست
دگر ز دست و دل من چه کار مي آيد
ازين چه سود که درياست
در
گره او را
چو دفع تشنه لبي از گهر نمي آيد
بشوي دست ز جان
در
حريم عشق درآي
که کس به طوف حرم بي وضو نمي آيد
چو ماه عيد کند جلوه
در
نظر صائب
ز بار عشق قد هر که چون کمان گرديد
ترا گمان که تو
در
خواب آنچه مي بيني
به ما تپيدن دل يک به يک نمي گويد
چه ماتم است ندانم نهفته
در
دل خاک
که رخ به خون جگر شسته لاله مي رويد
عرق ز شرم تو بر روي آفتاب دويد
ز شوق لعل تو خون
در
رگ شراب دويد
جز من که باغ خويشتن از خانه کرده ام
در
نوبهار سر به گريبان که مي برد
صفحه قبل
1
...
6040
6041
6042
6043
6044
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن