نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
نه بيدردي است گر اشکم به چشم تر نمي آيد
مرا از سيرچشمي
در
نظر گوهر نمي آيد
در
افتادگي زن تا ز منزل سر برون آري
که قطع اين ره از مقراض بال و پر نمي آيد
به تمکيني به آغوش من بيتاب مي آيي
که مي از شيشه سربسته
در
ساغر نمي آيد
اگر نه سرمه دارد
در
گلو صائب زآه ما
چه پيش آمد که از صبح جزا دم برنمي آيد؟
حيا چندان که خود را مي کشد
در
پرده پوشيها
به شوخيهاي آن چاک گريبان برنمي آيد
مکن اي عقل
در
اصلاح من اوقات خود باطل
که غير از عشق کار ديگر از من برنمي آيد
گذشتم از فلکها تا کشيدم پاي
در
دامن
که مي گويد که کاري از نشستن برنمي آيد؟
مرا از ميکشان بر لاله صائب رشک مي آيد
که تا مي
در
قدح دارد زگلشن برنمي آيد
اگر خواهي سلامت از جهان، سر
در
گريبان کش
کز اين دريا برون کس بي فرو رفتن نمي آيد
سرافرازي اگر داري طمع سر
در
گريبان کش
کز اين دريا برون کس بي فرو رفتن نمي آيد
فرو رو
در
سخن تا دامن معني به دست آري
که بي غواصي از دريا گهر بيرون نمي آيد
زگير و دار عقل آسوده گردد دل چو روشن شد
که
در
مهتاب از منزل عسس بيرون نمي آيد
در
آن محفل که من صائب تلاش گفتگو دارم
صدا غير از سپند از هيچ کس بيرون نمي آيد
در
آن وادي که من چون نقش پا از کاروان ماندم
زبيم راهزن بانگ جرس بيرون نمي آيد
در
آن محفل که من بردارم از لب مهر خاموشي
صدا غير از سپند از هيچ کس بيرون نمي آيد
به خود کرده است روي هر دو عالم چون صف مژگان
تصرف
در
خم محراب ابرو اين چنين بايد
هواي صيد معني هست اگر
در
سرترا صائب
کمندي پيش دست خود زپيچ و تاب مي بايد
متاع من همه گفتار بي کردار و
در
محشر
پي سودا همه کردار بي گفتار مي بايد
مدام از عشق جوشي
در
دل بي کينه مي بايد
چو دريا مطرب عاشق درون سينه مي بايد
ترقي
در
شناسايي بود ارباب دولت را
که از حفظ مراتب اين بنا را زينه مي بايد
مرا از پاي نافرمان چها بر سر نمي آيد
خوشا پايي که همچون سرو
در
دامان بياسايد
در
آن وادي که محمل پرده سازست از افغان
جرس کي ظرف آن دارد که از افغان بياسايد؟
هوادار سر زلف صنم چون شمع مي بايد
که گر
در
آتش افتد از ميان زنار نگشايد
همان
در
ناله طوفان مي کنم با آن که مي دانم
جرس را عقده از دل ناله هاي زار نگشايد
تلاش خاکساري مي کنم
در
عشق، تا ديدم
که تيغ موج را دريا به ساحل کار فرمايد
صفحه قبل
1
...
6030
6031
6032
6033
6034
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن