نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
دل ما بيقراران چون شود آسوده
در
زلفي
که يک دم بر زمين با پاي چوبين شانه ننشيند
زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
مبر
در
پيش هر بي آبرو زنهار آب خود
مشو فارغ زپيچ و تاب تا آسان شود کارت
که جوهر رخنه
در
فولاد کرد از پيچ و تاب خود
دل نوراني خود را مصفا از علايق کن
نهان
در
ابر خواهي داشت تا کي آفتاب خود؟
گر از بيطاقتي خود قاصد پيغام خود گردم
فرامش مي کنم
در
راه از غيرت پيام خود!
شکاري چون به بخت ما نمي افتد همان بهتر
که
در
خاک فراموشان نهان سازيم دام خود
قفس را نخل ايمن مي کند گلبانگ من صائب
ندارد خلد چون من بلبلي
در
بوستان خود
به بي برگي قناعت مي کنم تا نوبهار آيد
به زخم خار دارم صبر تا گل
در
کنار آيد
به راه عشق اگر خاري مرا
در
دامن آويزد
چنان گريم به درد دل که خون از چشم خار آيد
لب گفتار بستم چون صدف از حرف نيک و بد
به فال گوش
در
دريا نشستم تا چه پيش آيد
ندانم چيست طعم آن لب ميخوش، همين دانم
که آب زندگي از ديدن او
در
دهان آيد
کجا آسان زقيد جسم پاي دل برون آيد؟
نپوسد دانه تا
در
خاک کي از گل برون آيد؟
عجب رسمي است
در
درياي بي پايان نوميدي
که هر کس دل به دريا کرد از ساحل برون آيد
چه خواهد بود يارب حال نخل ميوه دار او
در
آن گلشن که پاي سرو دير از گل برون آيد
زمشرق مي شود هر اختري
در
وقت خود طالع
رسد چون نوبت نان طفل را دندان برون آيد
نصيحت
در
شرارت گرم سازد سخت رويان را
که چون بر سنگ آيد آتش از پيکان برون آيد
بکش تا مي تواني خشم عالمسوز را
در
دل
کز اين آتش به همواري گل و ريحان برون آيد
لب گورست از بي برگي قسمت لب نانش
دهاني را که
در
صد سالگي دندان برون آيد
چنان دستي است
در
مهمان نوازيها مرا صائب
که چون سوفار، پيکان از دلم خندان برون آيد
نفس چون مشک سوزد
در
جگر وحشي غزالان را
به قصد صيد چون ابر و کمان من برون آيد
نگه چون اشک گردد آب
در
چشم تماشايي
به اين شرم و حيا گر دلستان من برون آيد
رگ خامي سراسر مي رود چون رشته
در
جانم
اگر چون شمع آتش از دهان من برون آيد
در
آن محفل که بي آتش سپند از جاي برخيزد
کجا خودداري از پروانه بيتاب مي آيد؟
دل آگاه
در
پيري زغفلت بيش مي لرزد
که وقت صبح اکثر شبروان را خواب مي آيد
چنان نازک شده است از گريه کردن پرده چشمم
که آبم
در
نظر از پرتو مهتاب مي آيد
صفحه قبل
1
...
6028
6029
6030
6031
6032
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن