نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان قاآني
خطي به گرد لبش ديدم ارچه
در
همه عمر
نديده بودم
در
شوره زار ريحان را
به عون لنگر حزم تو ناخدا
در
بحر
فرونشاند
در
روز باد طوفان را
ديوان محتشم کاشاني
عشاق چه غواصند
در
بحر وصال تو
کشتي من از هجران
در
ورطه طوفان به
آن که کردت
در
دبستان نکوئي ذو فنون
در
فن ياري تو را تعليم پنداري نداد
از لطف عام کردي
در
بزم خاص باهم
در
نيم لحظه دشمن صد ساله دوستان را
بود دي
در
چمن اي قبله حاجتمندان
دل ز هجر تو و وصل دگران
در
زندان
در
ببستند ز انديشه پس خم زدنم
در
عشرت به رخ اهل محبت بندان
هست
در
زير نگينم کشوري عالي سواد
نام او
در
ملک غيرت کشور بي غيرتي
به مهر غير
در
اخلاص من خلل کردي
ببين کرا به که
در
دوستي بدل کردي
در
ورطه کفر افتد انس و ملک ار نبود
از حفظ تو تعويضي
در
گردن ايمانها
مرديست مرد عشق که دايم چو محتشم
در
يوزه مراد کند از
در
بلا
در
تک آفتابست آن تماشا پيشگان معجز
ببيند آن فغان
در
گرمي جولان کشيدنها
رخش
در
غير و چشم التفاتش
در
من است امشب
هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب
به روي من تو
در
مرگ نيز بگشائي
اگر توان
در
تقدير آسماني بست
غم که کرده خلل
در
خرام چابکت اي گل
ز رهگذر که
در
پاخليده خارجفايت
توانم آن زمان
در
عشق لاف دردمندي زد
که از درمان گريزم تا بميرم
در
تمنايت
در
ديده محتشم خيالت
نقشي است که
در
ته نگين است
بي تصرف حسن را
در
هيچ دل تاثير نيست
بي وقوف کيمياگر نفع
در
اکسير نيست
ماه را پاس تو
در
مشعله گرداني بست
مهر را بزم تو
در
مجمره سوزاني داشت
در
وارستگي
در
قلزم عشق
مجو کاين بحر مهلک را تکي نيست
در
گلستاني که آن سرو ميان باريک هست
سرو را
در
ديده باريک بين اندام نيست
در
هر زمان زمانه به شغلي قيام داشت
جز عشق
در
زمان تو شغل زمانه چيست
ابرست
در
تراوش و صبح است
در
طلوع
ساقي دگر براي تعلل بهانه چيست
خوش برانداخته اي پرده که
در
خواهش مي
هست
در
گوش من امشب سخنان تو صريح
در
ره رخشت فتادم خاک من دادي به باد
شهسواران
در
روش با خاکساران اين کنند
صفحه قبل
1
...
601
602
603
604
605
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن