167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • در فشاني تو قاآنيم از دست ببرد
    آدمي در نفشاند تو مگر دريايي
  • وز آنجا دوان دوان درآيم به مغز سر
    در آنجا بگيرمت چو جان تنگ در کنار
  • الا تا درون خم شود خون تاک مل
    ملت باد در قدح گلت باد در کنار
  • ور جام باده در دهن اژدها در است
    همت کنيد و از دهن وي بياوريد
  • فرمانده ملوک سليمان راستين
    کش جم در آستان بود و يم در آستين
  • در خنصر جلال تو افلاک خاتمي
    در خرمن نوال تو اجرام دانه اي
  • در باغ خلد خسبي از آن رو معطري
    در آفتاب گردي از آن رو برشته يي
  • دام دلي و در برت آن خال مشکبار
    مانند دانه ييست که در دام هشته يي
  • اي زلف هر دلي که بود در ضمان تو
    از فتنه زمانه بود در امان تو
  • شاهي که چون به جوشن ماهي در انجمنست
    ياغوطه ور نهنگي در بحر قلزمست
  • چون مرغ پرفشانده که در آشيان خزد
    در کنج بينوايي خصمش چنان خزيد
  • اي گشته آب تيغ تو در ناي خصم خون
    چون آب نيل در گلوي قبطيان دون
  • چون مي گسار کآوردش مي در اهتزاز
    از خون خصم رمح تو در اهتزاز باد
  • خسروا عالم اسير حکم عالمگير تست
    هرچه در هستي بود در حيطه تسخير تست
  • چون زنگيک عور که در آب نشانند
    در آب نشستستي از آن مرتعشي تو
  • نه در جان بأست از ناورد بدخواه
    نه در دل باکت از انبوه دشمن
  • بجز بختش جهان و هرچه در اوست
    به مهد امن در خواب امان باد
  • هندو چو سپارد جان در آذرش اندازند
    تو به آتش سوزان در چون هندوي بيجاني
  • ابا پوست بگذاردش در دهان
    نداند که مغزش بود در ميان
  • نفرسايد ار دانه در زير خاک
    نيارد در آخر ثمرهاي پاک
  • اگر خون نگردد غذا در جگر
    ز ادراک در مغز نبود اثر
  • نه هر قطره يي در صدف در شود
    نه هرگز رياحي بود حر شود
  • نه هرکس که شد کشته در کربلا
    بود در قيامت ز اهل ولا
  • چون بره کز گرگ فتد در گريز
    هر طرفي آمد در جست و خيز
  • نه در يد اوست چرخ را قدرت
    نه در رد اوست دهر را يارا