167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • سليمان مور را در دست خود جا داد چون خاتم
    که مي گويد بزرگان را سبکروحي زيان دارد؟
  • کدامين غنچه لب در صحن اين گلزار مي خندد؟
    که از شرمندگي گل رو به ديوار چمن دارد
  • تو ظاهر بين کف از بحر و صدف مي بيني از گوهر
    وگرنه هر حبابي يوسفي در پيرهن دارد
  • لب لعلي که مي دارد دريغ از من تبسم را
    زخط در چاشني صد طوطي شکرشکن دارد
  • درين محفل چراغي بر نسيم صبح مي خندد
    که از فانوس با خود خلوتي در انجمن دارد
  • دهان مي کند خوش از خمار آن لب ميگون
    عقيقي کز شفق خورشيد تابان در دهن دارد
  • به شمعي مي برم غيرت درين هنگامه کثرت
    که از فانوس با خود خلوتي در انجمن دارد
  • خلد چون تير خاکي در جگر کوتاه بينان را
    زبس بر چهره کلکم گرد جولان سخن دارد
  • نفس يک پا درون خانه، يک پا در برون دارد
    کسي محکم عنان بادپاي عمر چون دارد؟
  • کجا از شادماني بهره عقل ذوفنون دارد؟
    که در زير نگين اين ملک را داغ جنون دارد
  • اگر بر زندگاني اعتمادي هست، چون صائب
    نفس يک پا درون خانه، يک پا در برون دارد؟
  • کجا پرواي ما سرگشتگان آن مه جبين دارد؟
    که خون صد چراغ مهر را در آستين دارد
  • چه شيريني است يارب با زمين پاک خرسندي
    که هر ني را که مي کاوي شکر در آستين دارد
  • به گرد او رسيدن نيست کار هر سبک جولان
    زتوسنها که عذر لنگ او در زير زين دارد
  • غم و شادي درين ميخانه مي جوشد به يکديگر
    صراحي خنده را با گريه در يک آستين دارد
  • سر شوريده من هر نفس صد آرزو دارد
    زهي ساقي که چندين رنگ مي در يک کدو دارد
  • بغير از گرم رفتاري من بيکس که را دارم؟
    که در شبها چراغم پيش پاي جستجو دارد
  • گوارا باد ذوق گريه پنهان بر آن بلبل
    که گل را در لباس اشک شبنم تازه رو دارد
  • زچشم بد خدا آن پاک دامن را نگه دارد
    که اين پروانه گستاخ در فانوس ره دارد
  • نشاط از غم، غم از شادي طلب گر بينشي داري
    که برق خنده رو در ابر گريان جايگه دارد
  • نباشد رحم در دل لشکر بيگانه را صائب
    زگرد خط خدا آن ماه سيما را نگه دارد!
  • درين موسم که صد فرياد دارد هر سر خاري
    چرا کس در قفس مرغ خوش الحان را نگه دارد؟
  • کند در هر قدم زير و زبر گر هر دو عالم را
    زجولان کيست آن سرو خرامان را نگه دارد؟
  • گرفتم در گره بستم ز زلفش خرده جان را
    زچشم کافر او کيست ايمان را نگه دارد؟
  • کسي را مي رسد لاف زبردستي درين ميدان
    که در وقت خرامش دامن جان را نگه دارد