نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
سخن بي پرده مي گويند صائب راست گفتاران
که بيجو هر بود تيغي که پنهان
در
سپر گردد
در
آن کشور که جنس من فشاند گرد راه از خود
غبارآلود خجلت يوسف از بازار برگردد
اگر گل صائب آب روي خود
در
پاي او ريزد
محال است اين که از خاصيت خود خار برگردد
زخار راه افزون مي شود سامان پروازش
چو برق آن کس که
در
راه طلب آتش عنان گردد
نگه دارد خدا از چشم بد، حيرانيي دارم
که اشک گرمرو
در
چشم من خواب گران گردد
چرا آواره او فکر خان و مان کند صائب؟
چرا
در
فصل گل بلبل به گرد آشيان گردد؟
سبکروحي که چون پروانه بر گرد سخن گردد
نفس
در
سينه اش چون سوخت شمع انجمن گردد
زخون تا شد تهي دل مي خلد
در
سينه تنگم
گل بي خار چون شد خشک خار پيرهن گردد
لب ميگون او خوش حرف شد
در
روزگار خط
جوانتر مي شود کيفيتش چون مي کهن گردد
به شيرين کاري من نيست مجنوني درين کشور
که هر جا خردسالي هست
در
دنبال من گردد
کند معشوق عاشق را چو سوز عشق کامل شد
که چون پروانه
در
گيرد چراغ انجمن گردد
وطن زندان شود بر هر که گردد
در
هنر کامل
که خون چون مشک شد آواره از ناف ختن گردد
هنوز از درد و داغ ماتم فرهاد خونين دل
صدا
در
خون دل آغشته باز از بيستون گردد
چسان صائب کنم رام خود آن آهوي وحشي را؟
که تا
در
خاطرش آرم دل انديشه خون گردد
نگردد بار بر دل کوه غم آزاد مردان را
خمش از خنده کبک مست
در
کهسار کي گردد؟
در
جنت به روي من عبث وا مي کند رضوان
زکوثر کم خمار تشنه ديدار کي گردد؟
زلال جويبار تيغ او خاصيتي دارد
که هر کس مي گذارد سر
در
او سيراب مي گردد
منم آن ماهي حيران درين درياي بي پايان
که از خشکي نفس
در
کام من قلاب مي گردد
مبين گستاخ
در
رويش چو مشک اندود مي گردد
که خال او زخط زنبور خاک آلود مي گردد
مينديش از سپهر و حمله او چون شدي عاشق
که
در
خورشيد عشق اين سايه ها نابود مي گردد
نمي دانم کدامين صيد فرصت جسته از دامش
که دل
در
سينه ام چون شير خشم آلود مي گردد
به پيغامي مرا درياب اگر مکتوب نفرستي
که بلبل
در
قفس از بوي گل خشنود مي گردد
سرايت مي کند
در
بيگناهان خشم جباران
زمين را مي درد شيري که خشم آلود مي گردد
زما انديشه دارد خصم بي حاصل، نمي داند
که چوب بيد
در
آتشگه ما عود مي گردد
به چشم کم به داغ لاله صحرانشين منگر
که شمع ايمن اينجا
در
لباس دود مي گردد
صفحه قبل
1
...
6006
6007
6008
6009
6010
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن