نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
عين وصل مي تپد از تشنگي به خاک
آن را که شوق تشنه ديدار کرده است
صبح اميد بر
در
دل حلقه مي زند
گويا دهان او به شکر خنده وا شده است
چون ماه
در
دو هفته شود کار او تمام
از درد عشق قامت هر کس دو تا شده است
تا ساده کرده ام دل خود را ز مدعا
نقش مراد
در
نظرم نقش پا شده است
داند که من ز جسم گرانجان چه مي کشم
دامان هر که
در
ته ديوار مانده است
يک عمر مي توان سخن از زلف يار گفت
در
بند آن مباش که مضمون نمانده است
داند که من چه مي کشم از تنگناي چرخ
چون طعمه هر که
در
دهن شير بوده است
داند به من چه مي رود از ترکتاز عشق
در
راه سيل هر که زمين گير بوده است
بر روي من چو صبح
در
فيض وا شده است
تا دست من به دامن شبها رسيده است
از داغ تازه اي که به دست تو ديده ام
چون لاله
در
کفم جگر پاره پاره است
از دست و پا زدن نيم آزاد زير چرخ
يک دم، چو طفل شوخ که
در
گاهواره است
نتوان به کنه چرخ رسيدن به سعي فکر
انديشه مور و اين
در
و ديوار آينه است
عاشق چو محو گشت، دو عالم دو عينک است
طوطي چو مست شد،
در
و ديوار آينه است
صافي دلان ميکده را پاک ديده ايم
در
دل نگيرد آن که ز کس کينه آينه است
در
روزگار خط تو چون آب و سبزه شد
با زنگ اگر چه دشمن ديرينه آينه است
هر غنچه زين چمن دل
در
خون نشانده اي است
هر شاخ نرگسي نظر بازمانده اي است
در
هر نظاره ام ز تو پيغام تازه اي است
هر گردشي ز چشم توام جام تازه اي است
از پختگي اگر چه مرا عشق سوخته است
هر لحظه
در
دلم هوس خام تازه اي است
هر زخم تازه بر دل من يار کهنه اي است
هر داغ کهنه
در
جگرم جام تازه اي است
در
اشک و آه اگر نکند صرف، غافل است
چون شمع زندگاني آن کس که سرسري است
آن را که شد گزيده ز طول حيات خويش
ليل و نهار
در
نظرش مار ارقمي است
دل
در
بقا مبند کز اين باغ پر فريب
بي بال و پر چو قطره شبنم پريدني است
زان دم که لعل او به شکر خنده باز شد
در
نيشکر ز رعشه غيرت شکر نبست
يابد چگونه راه
در
آن زلف دست ما؟
جايي که شانه مي گزد از دور پشت دست
مي
در
گلوي مدعيان مي کند به زور
زد آن که بر لب من مخمور پشت دست
صفحه قبل
1
...
5972
5973
5974
5975
5976
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن