نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
کي جام باده
در
خور کام و زبان ماست؟
خوني که مي خوريم زياد از دهان ماست
زلفي که مي کشد به کمند آفتاب را
در
پيچ و خم ز جوهر تيغ زبان ماست
تکليف توبه هر که
در
ايام گل کند
خونش به خاک ريز که از اهل بدعت است
در
موسمي که مي ز هوا مي توان رساند
صائب چه وقت خلوت و هنگام عزلت است
در
کنه کفر و دين نرسيده است هيچ کس
هنگامه گرم ساز جهان، رسم و عادت است
در
کاسه سري که بود فکر آب و نان
چون آسيا هميشه پر از گرد کلفت است
از سينه هاي چاک بود فتح باب دل
اين
در
چو باز شد به گريبان چه حاجت است؟
چون ميوه
در
تو تا رگ خامي به جاي هست
گردن مکش، که دار و رسن بي نهايت است
غير از تو اي نگار ز سيمين بران کراست
در
پيرهن تني که به صد جان برابرست؟
بيم و اميد
در
دل اهل جهان پرست
هر جا که رنگ و بوست بهار و خزان پرست
صائب به خاک پاي وي از سرمه صلح کن
در
دودمان چشم تو اين توتيا بس است
چون عشق
در
طبيعت من انقلاب نيست
صلح و نزاع و لطف و عتاب من آتش است
طول امل ز قامت خم بيش شد مرا
شد حلقه اين کمان و همان
در
کشاکش است
بر رنگ و بوي عاريه هر کس که دل نهاد
پيوسته از بهار و خزان
در
کشاکش است
تا موي آن کمر نکند ترک پيچ و تاب
ما را چو زلف رشته جان
در
کشاکش است
گل روي خود به اشک ندامت ز خواب شست
در
وقت صبح، آب خمار اينچنين خوش است
در
هر نظر به رنگ دگر جلوه مي کند
از بس که رنگ آن گل رخسار نازک است
از خوشه راز دانه مستور فاش شد
گل مي کند ز تيغ زبان هر چه
در
دل است
در
پيري از حيات اقامت طمع مدار
سيل است عمر و قامت خم گشته چون پل است
کام از تو هر که يافت سليمان عالم است
دستي که
در
ميان تو شد حلقه خاتم است
لعلي که خون کند به جگر آفتاب را
در
مشت خاک بي سر و سامان آدم است
از پيچ و تاب درد، ملک را نصيب نيست
اين تاب
در
کمند رگ جان آدم است
در
وقت خود، چو غنچه گره باز مي شود
ممنون شدن ز ناخن و دندان چه لازم است؟
زين آب زير کاه، که چرخ است و کهکشان
ايمن مشو که موج خطرها
در
او گم است
هستي است شکري که ازو چهر مي چکد
زهري است نيستي که شکرها
در
او گم است
صفحه قبل
1
...
5970
5971
5972
5973
5974
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن