نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
چو رخنه
در
دل سنگين يار ممکن نيست
چه خون ز ديده فشاني چه آب، هر دو يکي است
چو از حيا نتوان از تو کام دل برداشت
چه
در
کنار درآيي چه خواب، هر دو يکي است
چو از حيا نتوان از تو کام دل برداشت
چه
در
کنار درآيي چه خواب، هر دو يکي است
به غير دل که عزيز و نگاه داشتني است
جهان و هر چه
در
او هست، واگذاشتني است
مشو ز پير خرابات دور
در
هر حال
که تير تاز کمان شد جدا، به خاک نشست
زبان چو برگ خزان ديده است
در
چمنم
به اين دماغ چه دانم که گل فشاني چيست
ز چاک دل بود اميد فتح باب مرا
چو آفتاب مرا روي دل به هر
در
نيست
اگر چه جلوه او از دو عالم افزون است
دلي کجاست که
در
وي غم دو عالم نيست؟
به هوش باش که جان سخن ز آگاهي است
سخن که از سر غفلت بود
در
او جان نيست
به آسمان نرسد هر که خاک پاي تو نيست
فرو رود به زمين هر که
در
هواي تو نيست
شکر به زاغ فرسني و استخوان به هما
چه رمزها که نهان
در
کف عطاي تو نست
نه از خدا و نه از خلق شرم خواهي داشت
ترا که
در
گنه از خويش انفعالي نيست
هنوز ازان لب نوخط توان به کام رسيد
ز نشأه اين مي پا
در
رکاب خالي نيست
ز نقد داغ اثر
در
جهان نهشت دلم
ز بس که بر سر هم چون گدا گرفت و گذاشت
در
آتشم چون گل از برگ خود، خوشا سر دار
که نوبهار و خزانش به يک قرار گذشت
چنان ز حسن تو شد کار تنگ بر خوبان
که دور خوبي مه
در
حصار هاله گذشت
مرا ز بي پر و بالي غمي که هست اين است
که گرد بام و
در
او نمي توانم گشت
من آن زمان ز دل چاک چاک شستم دست
که شانه راه
در
آن زلف عنبرافشان يافت
اگر
در
آتش سوزان چو شمع صبر کني
ز اشک و آه، کلاه و کمر تواني يافت
به نور عاريه، اي ماه نو چه مي بالي؟
که
در
دو هفته به خرج گداز خواهي رفت
که داد
در
سر خود جاي، باد نخوت را؟
که دست خالي ازين بحر چون حباب نرفت
ز بس که بوي تو
در
مغز پيچيده است
توان ز بال و پر بلبلان گلاب گرفت
آبي جز آب تيغ که از چشم شور خلق
لب تشنه را گره نشود
در
گلو کجاست؟
خود را به تلخ و شور برآورده ايم ما
در
آب اگر بود رگ تلخي، گلاب ماست
فتح و ظفر ز خودشکني زير دست ماست
چون زلف و خط، درستي ما
در
شکست ماست
صفحه قبل
1
...
5969
5970
5971
5972
5973
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن