167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • حسن را مشاطه اي صائب به غير از عشق نيست
    شور بلبل غنچه را خندان کند در زير پوست
  • پخته شو چون مغز در درياي شکر غوطه زن
    چند بتوان بود از خامي به زندان زير پوست؟
  • در خزان سير بهاران مي کند بي انتظار
    هر که از داغ نهان دارد گلستان زير پوست
  • زود باشد در به رويش وا شود از شش جهت
    هر که باشد همچو برگ غنچه پيچان زير پوست
  • معني انسان نگنجد از بزرگي در جهان
    ساده لوح آن کس که گويد هست انسان زير پوست
  • پوست زندان است چون زور جنون غالب شود
    چون بسر مي برد مجنون در بيابان زير پوست؟
  • خون شود در ناف آهو بار ديگر مشک ناب
    گر چنين پيچد به خود از زلف عنبر فام دوست
  • در همين جا سر برآورد از گريبان بهشت
    هر که صائب شد اسير حلقه هاي دام دوست
  • شوق هر شب کعبه را صائب به آن تمکين که هست
    در لباس شبروان آرد به طوف کوي دوست
  • عالم آب از تنک ظرفان شود پر شور و شر
    آفت از دريا فزون در حلقه گرداب هست
  • نيست ممکن يک نفس صائب به کام دل کشد
    هر که را در سر هواي گوهر ناياب هست
  • غم به قدر غمگسار از چرخ نازل مي شود
    هست در هر جا که صندل دردسر بسيار هست
  • از نسب کردن تفاخر بر حسب سگ سيرتي است
    غير مشتي استخوان در دست از اجداد چيست؟
  • تيشه هر کس زد به پاي خصم، زد بر پاي خويش
    کوشش پرويز در خونريزي فرهاد چيست؟
  • چون نمي آيي به خواب عاشقان از سرکشي
    ريختن چندين نمک در چشم خواب از بهر چيست؟
  • در بهاران هيچ عاقل توبه از مي مي کند؟
    صائب اين انديشه هاي ناصواب از بهر چيست؟
  • در فضاي دشت با صرصر سراسر مي رود
    شمع بي پرواي ما محفل نمي داند که چيست
  • هر کجا ويرانه اي را يافت، منزل مي کند
    شوق ما را سيل پا در گل نمي داند که چيست
  • اين جواب آن که مي گويد نظيري در غزل
    هر که دل را باخت دل بردن نمي داند که چيست
  • مي کند بي پرده هر عيبي که دارد در لباس
    هر که چشم از عيب پوشيدن نمي داند که چيست
  • هر که صائب مصرعي در عمر خود موزون نکرد
    درد جانکاه سخنور را چه مي داند که چيست
  • آن به دل نزديک دور از چشم، کز لطف گهر
    در جهان است و برون است از جهان پيداست کيست
  • با همه نيرنگ سازي، آن که در گلزار او
    نيست رنگي از بهار و از خزان پيداست کيست
  • گر چه پيدا و نهان با هم نمي گردند جمع
    آن که پنهان است و پيدا در جهان پيداست کيست
  • اين جواب آن که شيخ مغربي فرموده است
    مخفي اندر پير و پيدا در جوان پيداست کيست