167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • چو در رخش نگرستم شگفتم آمد زانک
    کسي نديده در آغاز ماه ماه تمام
  • نه در مصاف حسين تيغ آبدار اوليست
    ز آب در گلوي کافران کوفه و شام
  • پاشيده شد از زلفش در هر طرفي مشک
    گسترده شد از جعدش در هر قدمي دام
  • تا جانوران بر در جاه تو گرايند
    بگذاشت قدر قوت رفتار در اقدام
  • به زلفش هرچه در گيتيست چنبر
    به چشمش هرچه در آفاق اسقام
  • مژه در خستن تن بسته همت
    نگه در بردن جان کرده اقدام
  • به تعجيلش مئي در پيش بردم
    که ماهي بيست در خم داشت آرام
  • قضا فرمان برد او را در امثال
    قدر گردن نهد او را در احکام
  • گرفت او دوستان را در زر و سيم
    ببست او دشمنان را در خم خام
  • مغفر مردان زره هرگه که در دستت خدنگ
    کرته گردان قبا هرگه که در دستت حسام
  • ز همت تو جمادات نيز در طربند
    جماد را نبود گرچه روح در اندام
  • به دستش اندر در بزم چون قدح گيرم
    به چنگش اندر در رزم چون سنان بينم
  • مردم پي جزا در طاعت زنند و ما
    از شوق حلقه بر در صاحب جزا زنيم
  • بنشستم و نشاندمش از مهر در کنار
    بر هيأتي که شمع فروزنده در لگن
  • اين در نظر سپهري آکنده از نجوم
    آن در صفت هلالي آموده از پرن
  • با لشکري فره همه در عزم مشتهر
    با موکبي گران همه در رزم ممتحن
  • يونس مگر نبودش در بطن نون سکون
    يوسف مگر نه گشتش در قعر چه سکن
  • دارم يکي برادر در پارس پارسا
    کاو اندر آن ديار اويسست در قرن
  • منت خداي را که ز بس جود بيحساب
    در زير در و گوهر بنهفتيم بشن
  • دستش چو يار خطي زلزال در خطا
    پايش چو جفت ختلي ولوال در ختن
  • مهرچهر روشنت در موي همچون جوشنت
    نور يزدانست در تاريک جان اهرمن
  • چهره ات فردوسي از حسنت و مژگانت در او
    راست مانند سنان گيو در جنگ پشن
  • در نيام نيلگون شمشير گوهر بار او
    يا نهان در ظلمت شب موج درياي عدن
  • جوهرش در تيغ و تيغش در نيام گوهرين
    آن پرن اندر هلالست اين هلال اندر پرن
  • بنهفته در رطب يک روضه اقحوان
    پوشيده در قصب يک پشته ياسمن