نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
تا به فکر گوشوار آن سيمبر افتاده است
پيچ و تاب رشت
در
جان گهر افتاده است
رشته سر
در
گم جان را به دست آورده است
ديده هر کس بر آن موي کمر افتاده است
گر چه پيش افتاده
در
ظاهر، ولي رو بر قفاست
راه پيمايي که پيش از راهبر افتاده است
پرده خوابش کند
در
چشم کار بادبان
هر که را بر ساحل از دريا نظر افتاده است
همچنان غافل ز مرگم، گرچه از موي سفيد
در
رگ جان رعشه چون شمع سحر افتاده است
شمع
در
پيراهن فانوس گرديده است آب
تا ز رقص آن قامت موزون به دور افتاده است
مي کشد خط بر زمين از شرمساري گردباد
در
بياباني که اين مجنون به دور افتاده است
تا که ديگر
در
خمار افتاده، کز هر لاله اي
هر طرف پيمانه اي پر خون به دور افتاده است
مي نشيند گردباد از پا به اندک جلوه اي
تا غبار کيست
در
هامون به دور افتاده است؟
صائب از وحدت نيفتد نوبهار از جوش گل
در
هزاران لفظ يک مضمون به دور افتاده است
در
ته يک پيرهن محشور باشد با پلنگ
هر که را صائب ز قسمت خلق تنگ افتاده است
طفل اشک شوخ چشم از بس
در
او آويخته است
چاکها چون گل به طرف دامنم افتاده است
دست ما
در
بند چين آستين افتاده است
ورنه آن زلف از رسايي بر زمين افتاده است
صبح محشر سر زد و تخم اميدم سر نزد
در
چه ساعت يارب اين يوسف به چاه افتاده است؟
در
شکست بال و پر معذور مي دارد مرا
ديده هر کس بر آن طرف کلاه افتاده است
آگه است از بي قراري هاي ما
در
دور خط
کار هر کس با چراغ صبحگاه افتاده است
تا نظر وا کرده ام چون شمع
در
بزم وجود
گريه اي از هر سر مويم به راه افتاده است
از زنخدان تو دل را نيست اميد نجات
دلو ما
در
ساعت سنگين به چاه افتاده است
رزق ما بي دست و پايان بي طلب خواهد رساند
در
رحم آن کس که روزي را مهيا کرده است
مردمک چون نقطه سهوست بر چشمم گران
خال او تا
در
دلم جا چون سويدا کرده است
نيست پرواي ستم ما را که جان سخت ما
خون عالم
در
دل تيغ تغافل کرده است
در
چه افکنده است باز از قيمت نازل مرا
کارواني گر خلاص از قيد چاهم کرده است
مي خورم از حسرت ديدار خون
در
عين وصل
بس که حيرت خشک چون مژگان، نگاهم کرده است
چون زبان مار گرديده است هر مژگان من
بس که زهر چشم
در
کار نگاهم کرده است
مي کشد هر دم برون زور جنون از خانه ا
عشق
در
پيري مرا همسنگ طفلان کرده است
صفحه قبل
1
...
5942
5943
5944
5945
5946
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن