167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • قضا اجابت امرش نموده در همه وقت
    قدر اطاعت حکمش نموده در همه حال
  • چو بي رضايش در تن سرست بارگران
    چو بي ولايش در جسم جان درست وبال
  • ز مهر اوست در ابدان همي تمازج روح
    ز قهر اوست در آفاق صورت آجال
  • هستي صرفست پنداري کز او پوشيده نيست
    هيچ عيبي در برون و هيچ علمي در خيال
  • صورت عقلست از آن ذاتش نگنجد در بيان
    معني روحست از آن وهمش نسنجد در مقال
  • در صارم آن خواري صد سلسله مضمر
    در خامه اين ياري صد طايفه مدغم
  • در خامه اين تا نگري نيست بجز نوش
    در صارم آن تا گذري نيست بجز سم
  • زآن در دم کژدم همه پازهر شود زهر
    زين در دم افعي همه ترياق شود سم
  • زهي کار حاسد ز کين تو کاسد
    خهي حال در هم ز کار تو در هم
  • آري در وصف تست عاقله جاهل
    آري در نعت تست ناطقه ابکم
  • مه نمايي از گريبان سرو پوشي در حرير
    گل گذاري زير سنبل نور بندي در ظلام
  • برزن خروش تا بمرد مار در شکفت
    برکش صهيل تا برمد شير در کنام
  • حيرت کند ز جنبش من در هوا عقاب
    غيرت برد به رحمت من در زمين هوام
  • همواره در شقاق و ستمشان مدار سير
    پيوسته در نفاق و جفا کرده اقتحام
  • سنجهاي سنجري هر سو ز شادي در خروش
    پيلهاي هندوي هر سو ز عشرت در خرام
  • جامهاي خسروي در خنده چو برق از سحاب
    کوسهاي کسروي در ناله چون رعد از غمام
  • صارمش در خون اعدا چون هلال اندر شفق
    اشهبش در گرد هيجا چون سهيل اندر ظلام
  • صبح چون خيزي نياري جز جمالش در ضمير
    شام چون خسبي نبيني جز خيالش در منام
  • در بر پيلان به نوک تيغ بگسستي عروق
    در بر شيران به زخم گرز بشکستي عظام
  • قضيب در کف و از غايب برودتشان
    بسان خايه حلاج رعشه در اندام
  • بلي چه مايه امور شنيعه در عالم
    که نغز و دلکش و مستحسن است در فرجام
  • مگر نه رجس و پليدست نطفه در اصلاب
    مگر نه زشت و کثيفست مضغه در ارحام
  • يکي شود صنمي جانفزاي در پايان
    يکي شود قمري دلرباي در انجام
  • نه جزو يکدگر و نه جدا ز يکديگر
    چنانکه روح در اجساد و نور در اجرام
  • زهي بنان تو در بزم ابر گوهر ريز
    زهي سنان تو در رزم برق خون آشام