167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • دست خالي در محيط مايه دار عشق نيست
    هر حباب او به گوهر چون صدف آبستن است
  • هر که ترک تن نکرد از زندگاني برنخورد
    راحتي گر هست کفش تنگ را در کندن است
  • نقش پا همراه رهرو گر نباشد گو مباش
    ما به ظاهر گر زمين گيريم، دل در رفتن است
  • نفس سرکش چون غني شد راه را گم مي کند
    تنگدستي در حقيقت رايض اين توسن است
  • گوشه گيري آب حيوان است بخت سبز را
    ايمن از مردن بود فيروزه تا در معدن است
  • خو به عزلت کن که در بحر پر آشوب جهان
    گوشه گيري کشتي خود را به ساحل بردن است
  • عمر در تمهيد اسباب سفر ضايع مکن
    توشه اي گر هست راه عشق را، دل خوردن است
  • نيست راهي از دل و دين باختن نزديکتر
    در قمار عشق هر کس را که ميل بردن است
  • وجد بال شاهباز جان ز هم وا کردن است
    پايکوبي زندگي را در ته پا کردن است
  • جوش بيتابي زدن در آتش وجد و سماع
    شيره جان را ز درد تن مصفا کردن است
  • در طريق عشق سستي سنگ راه سالک است
    ساحل اين بحر خونين دل به دريا کردن است
  • در هواي سيم و زر دل را پريشان ساختن
    بهر کاغذ باد، مصحف را مجزا کردن است
  • پي به کنه خويش بردن کار هر بي ظرف نيست
    خودشناسي بحر را در قطره پيدا کردن است
  • سينه را از خار خارکين مصفا ساختن
    جمع کردن خار و خس، در چشم اعدا کردن است
  • از زمين گيري برآرد ترک دنيا روح را
    سکه رايج در جهان از پشت بر زر کردن است
  • هست اگر راه گريز اين خانه دربسته را
    چشم پوشيدن ز عالم، رخنه در دل کردن است
  • مهر خاموشي به لب پيش سخن چينان زدن
    خار را خون در جگر از حفظ دامان کردن است
  • در بساط خاک گنجي را که مي بايد نهفت
    ريزش خود را ز چشم خلق پنهان کردن است
  • پشت پا بر گنج گوهر با تهيدستي زدن
    در جنون پهلو تهي از سنگ طفلان کردن است
  • يک نفس باشد نشاط خنده ظاهر چو برق
    خنده دزديدن به دل، گل در گريبان کردن است
  • سنگ طفلان مي کند خوش وقت مجنون مرا
    کار کبک مست در کوه و کمر خنديدن است
  • در حريم زلف خود باد صبا را ره مده
    کز دل سوزان عاشق اين شبستان روشن است
  • بي قراري هاي من در گرد دارد چرخ را
    جنبش اين شيشه ها از جوش سيماب من است
  • از تنور خاک چون طوفان برونم مي کشد
    شورشي کز شوق او در جان بي تاب من است
  • گر چه در کار کسي هرگز گره نفکنده ام
    سبحه صد دانه غم رشته کار من است