نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
تا به بيداري و مخموري و مستي چه کني
تو که چون چشم، دل از خلق ربايي
در
خواب
چون تواند کسي از ياد تو غافل گرديد
که ز بي تابي دل، قبله نمايي
در
خواب
با تو يک صبح قيامت چه تواند کردن؟
که ز هر مو، سر مژگان جدايي
در
خواب
اين مياني که به قصد تو فلک ها بسته است
جاي دارد که ميان را نگشايي
در
خواب
رفت از دست حواس و تو همان پا بر جاي
همرهان تو کجا و تو کجايي
در
خواب!
اين تعلق که ترا هست به آب و گل جسم
باورم نيست که از خويش برآيي
در
خواب
هر که چون غنچه کشد دست تصرف
در
جيب
اي بسا گل که بچيند ز گلستان طلب
فتاده است سر و کار من به دريايي
که نه سپهر
در
او بي بقاست همچو حباب
ز باد نخوت اگر پر شود ز بي مغزي است
سري که
در
خم تيغ فناست همچو حباب
ز بيم بوسه شکاران بوالهوس پيشه (است)
که حرف مي زند آن چشم سرمه سا
در
خواب
گذشت عمر چو آب روان و ما غافل
بناي خانه بر آب است و پاسبان
در
خواب
گرفت هاله
در
آغوش، ماه خود را تنگ
تو هم ز اهل دلي اي تهي کنار مخسب
هر چند سرکش است، شود رام و خوش عنان
حسني که شد ز حلقه خط پاي
در
رکاب
غمگين نشد دل تو ز گرد ملال من
هر چند کرد آب گهر را گلين
در
آب
از کاکل تو آب دهد گر حباب چشم
هر موجه اي چو زلف شود عنبرين
در
آب
از عمر برق سير بود پيچ و تاب من
باشد به قدر سرعت رفتار، چين
در
آب
در
مغز هر که سوخته است از فروغ روز
ريحان خلد را نبود آب و تاب شب
از شب به روي من
در
توفيق وا شده است
صائب چگونه دست کشم از رکاب شب؟
در
بلا تن دادن از بيم بلا اولي ترست
گردن خود را سبک کن زود از وام حيات
جوي شير و شهد گردد
در
تنش رگ زير خاک
هر که کام خلق شيرين کرد هنگام حيات
آنچه مي ماند بجا از رفتگان، جز نام نيست
نام نيکي کسب کن صائب
در
ايام حيات
من که چون شبنم ز گل بالين و بستر داشتم
در
قفس مي بايدم اکنون به آب و دانه ساخت
از
در
و ديوار مي پرسد خبر آيينه را
گر چه طوطي خويش را ز آيينه روشن شناخت
اشک من تا روشناس چهره شد،
در
دل نماند
همچو آن طفلي که راه کوچه و برزن شناخت
غوطه
در
خون مي زند چون ياد گلشن مي کند
تا دل صائب حضور گوشه گلخن شناخت
صفحه قبل
1
...
5928
5929
5930
5931
5932
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن