نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
نمي دانم چه
در
سر دارد آن معشوق بي پروا
که مذهبها گرفت از شوخي او، رنگ مشرب ها
به غفلت مگذران چون شمع شب را از سيه کاري
که دل روشن شود از گريه مستانه
در
شبها
ازان هر دم بود جايي درين ظلمت سرا سالک
که گردد خواب تلخ از بستر بيگانه
در
شبها
ندارد خلق، با هر کس سيه شد روز او، کاري
ز سنگ کودکان ايمن بود ديوانه
در
شبها
ز حرف پوچ دلهاي سيه را نيست پروايي
که خواب آلودگان را خوش بود افسانه
در
شبها
ز روي انجم از شب زنده داري نور مي بارد
تو هم چون شمع، قدي راست کن مردانه
در
شبها
پريشان مي کني جمعيت شب زنده داران را
به زلف خود مکش اي عنبرين مو، شانه
در
شبها
ندارم خلوتي تا مي کشم تنها، خوش زاهد
که از محراب دارد گوشه اي رندانه
در
شبها
ره خوابيده هيهات است بي شبگير طي گردد
به مهد خواب شيرين تن مده طفلانه
در
شبها
دل افگار ما را نيست غير از داغ، دلسوزي
ز چشم جغد دارد روشني ويرانه
در
شبها
رفيقان موافق مي برند از دل سياهي را
حريفي نيست به از شيشه و پيمانه
در
شبها
مکن پهلو به بستر آشنا صائب چو بي دردان
سري چون غنچه بر زانو بنه رندانه
در
شبها
ز سختي هاي عالم قانعان را هست لذت ها
هما را استخوان
در
لقمه باشد مغز نعمت ها
شکست عشق را از صبر بر خود موميايي کن
که
در
کشتي شکستن خضر را درج است حکمت ها
ز لنگر شهپر پرواز کشتي غوطه
در
گل زد
مکن پيوند تا ممکن بود با پست فطرت ها
چو بي مغزان مکن
در
سايه بال هما منزل
که باشد پرده روي شقاوت اين سعادت ها
ز دولت صلح کن زنهار با امنيت خاطر
که
در
دنبال خواب امن باشد چشم دولت ها
هزاران عقده چون انگور
در
دل داشتم صائب
به يک پيمانه مي کرد ساقي حل مشکل ها
غزالي نيست بي خلخال
در
دامان اين صحرا
ز بس پاشيد از زور جنون من سلاسل ها
ضعيفان را به منزل مي رساند بي پر و بالي
ز کف خاشاک را آماده
در
بحرست ساحل ها
ز من رو مي کند
در
پرده پنهان يار، ازين غافل
که من کيفيت ديدار مي يابم ز حايل ها
اگر مردي مرو
در
پرده ناموس چون زنها
که دود عود از خامي گريزد زير دامن ها
تو با اين روي آتشناک، مپسند آفتاب من
که ماند
در
سياهي تا قيامت داغ روزن ها
به تيغ کهکشان دارد فلک نازش، نمي داند
که مي باشد سلاح پردلان
در
دست دشمن ها
ننازم چون به بخت خود، که
در
عهد جنون من
دل سنگين به جاي سنگ مي بارد ز دامن ها
صفحه قبل
1
...
5918
5919
5920
5921
5922
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن