نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
گزيده غزليات شهريار
گريان فرشته ايست که
در
سينه هاي تنگ
از اشک چشم نشو و نما مي دهد به دل
اکنون که شمع جمعي دودم به سر رود به
تا چشم رشک و غيرت
در
انجمن نباشم
خبر ز داغ دل شهريار مي شوي اما
در
آن زمان که ز خاکش هزار لاله دميده
سيزده را همه عالم به
در
امروز از شهر
من خود آن سيزدهم کز همه عالم به درم
گلشن طبع من آراسته از لاله و نسرين
همه
در
حسرتم اي گل که به گلزار من آئي
کاش يک روز سر زلف تو
در
دست افتد
تا ستانم من از او داد شب تنهائي
سروم سر نوازش
در
پيش و من به حيرت
کز بخت سرکشم چيست اين پايه سر به راهي
به بام قصر بيا و چراغ چهره بيفروز
که راه باغ تو
در
پرتو چراغ تو گيرم
به جستجوي تو بس سرکشيدم از
در
و ديوار
سزد که منصب جاسوسي از کلاغ تو گيرم
روي
در
کعبه اين کاخ کبود آمده ايم
چون کواکب به طواف و به درود آمده ايم
پاي بند سر زلفيم و پي دانه خال
چون کبوتر ز
در
و بام فرود آمده ايم
شاهدي نيست
در
آفاق به يک روئي ما
که به دل آينه غيب و شهود آمده ايم
چو بستي
در
بروي من به کوي صبر رو کردم
چو درمانم نبخشيدي به درد خويش خو کردم
اي شب هجران که يک دم
در
تو چشم من نخفت
اينقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
جز دل تنگ من اي مونس جان جاي تو نيست
تنگ مپسند، دلي را که
در
او جاداري
شهرياريم و گداي
در
آن خواجه که گفت
«خوشتر از فکر مي و جام چه خواهد بودن »
ساز
در
دست تو سوز دل من مي گويد
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
گلبن نازي و
در
پاي تو با دست نياز
مي کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
همه
در
چشمه مهتاب غم از دل شويند
امشب اي مه تو هم از طالع من غمگيني
چشم پروين فلک از آفتابي خيره گردد
ماه من
در
چشم من بين شيوه شب زنده داري
در
جواني همه با ياد تو دلخوش بودم
پيرم و از تو همان ساخته با ياد هنوز
بر هر دري اي شمع چو پروانه زنم سر
در
آرزوي آن که بيابم به تو راهي
رفتي و
در
دل هنوزم حسرت ديدار باقي
حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقي
پيش از آني که پر از خاک شود کاسه چشم
چشم ما
در
پي خوبان جهان خواهد بود
مسند مصر ترا اي مه کنعان که مرا
ناله هائي است
در
اين کلبه احزان که مپرس
صفحه قبل
1
...
5880
5881
5882
5883
5884
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن