167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سيف فرغاني

  • نيايي در ره مردان مگر کز خود برون آيي
    وگر همت شود مرکب توان از خود برون رفتن
  • اگر انديشه هر کس برون آري ز دل زآن پس
    همه کس را چو انديشه تواني در درون رفتن
  • عاشقانرا که چو من دست بزر مي نرسد
    سر آن هست که در پاي تو جان افشانند
  • اي شده کوي تو از ديدار تو جنت صفت
    چون تو در فردوس نبود حور عين آراسته
  • آيينه برگير و يکدم در رخ خود کن نظر
    راست چون بستان بگل خود را ببين آراسته
  • عشق چون در دل بود جان و جهان را ترک کن
    آب حيوان زاد داري بهر ره نان بر مگير
  • گر نعيم هر دو عالم يا بي اندر آستين
    جمع کن در دامن ترک وبيفشان بر مگير
  • زمزم اندر جنب کعبه تا بسر پر بهر تست
    در رهش گر تشنه گردي آب حيوان برمگير
  • از آب گرم اشک فروغم زياده شد
    کز عشق تو چو شمع مرا سر در آتش است
  • من سوختم در آتش عشق و تو چون شکر
    آگه نه اي که عود معطر درآتش است
  • صيدت شدم چو مرغ وز بهر خلاص خود
    بالي نمي زنم که مرا پر در آتش است
  • عاشق تو گرچه درويش است زر بخشد چو جان
    ني زهر در همچو زنبيل گدا نان آورد
  • بقوت همت عاشق برآرد کوه را ازجا
    چو آهن تيز شد در سنگ اثر دارد اثر دارد
  • تا نمودي روي و ديدم گرد چشمت آن مژه
    مي کنم در حسرت چشم تو خون باران مژه
  • کسي کز درد عشق تو ندارد زندگي دل
    اگر جان در تنش ريزند چون زهرش زيان دارد
  • هميشه فتنه خوبان بود در شهر وکوي ما
    گل آنجا مي شود پيدا که بلبل آشيان دارد
  • بلندي جو ي و در پستي ممان چون سيف فرغاني
    که بام قصر اين کار از معالي نردبان دارد
  • ديوان شاه نعمت الله ولي

  • عشق آمد و گفتا که دهم کام تو گفتم
    تأخير مکن يار در اين کار خدا را
  • چو اوست در دوسرا غير او نمي بينم
    منم که از دل وجان عاشقم به هر دو سرا
  • جمال اوست که در آينه نمايد روي
    نظر به ديده ماکن به بين به شاه و گدا
  • يک زمان با ما در اين دريا نشين
    عين ما مي بين به عين ما چو ما
  • نور او در ديده مردم خوشي ديديم ما
    روي مردم را به نور چشم او ديديم ما
  • شخص و سايه دو نمايد در نظر اما يکي است
    دو کجا بينيم چون از اهل توحيديم ما
  • غير نور روي او در ديده ما هست نيست
    هرچه رو بنمود از آن روباز پرسيديم ما
  • خانه خالي کرده ايم و خوش نشسته بر درش
    غيراو را نيست بارش در سرا بستان ما