167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • دنباله ابروي تو در چنبر گيسو
    چون قبضه شمشير علي در کف قنبر
  • در آينه هر گه نگرد عکس رخ خويش
    بيگانه شماردش رود در پس چادر
  • بسان گرزه مار جانگزا در دست مارافسا
    سنان مار شکل اندر کف شيران اژدر در
  • يکي در سرکشي قايم مقام طره جانان
    يکي در خون خوري نايب مناب غمزه دلبر
  • بجوشد تا مياه از انشراح خاک در اردي
    بخوشد تا گياه از ارتجاح باد در آذر
  • اسبي که هست جنبش او در بسيط خاک
    ساري تر از حيات در اندام جانور
  • در دست ترک چشمش از غاليه کمان
    در پيش ماه رويش از ضيمران سپر
  • نه نصرتم که گيرم در موکبش قرار
    نه دولتم که يابم در حضرتش مقر
  • عود از نسيم خويش در ايام شد مثل
    مشک از شميم خويش در آفاق شد سمر
  • در دولت تو شير به آهو برد پناه
    در کشور تو باز ز تيهو کند حذر
  • در طاس چرخ ويله ز آواي گاودم
    در جسم خاک لرزه ز هراي شادغر
  • مگس بپرد و در چشم نايدش سيمرغ
    فرس بپويد و در وهم نايدش صرصر
  • بارم در گل نشست و خارم در دل
    تابم از رخ پريد و خوابم از سر
  • حکمت کونين در وجود تو مدغم
    دولت جاويد در رضاي تو مضمر
  • پويد و در پويه اش نظام ممالک
    جنبد و در جنبشش قضاي مقدر
  • به جاي تن همه البرز بسته در جامه
    به جاي دل همه الوند هشته در پيکر
  • نهفته عاريه چنگال شير در شمشير
    نموده تعبيه دندان گرگ در خنجر
  • به هرچه در دو سرا قاهرند بي آلت
    به هرکه در دو جهان قادرند بي لشکر
  • به نزد دستش ابرست در حساب دخان
    به پيش طبعش بحرست در شمار شمر
  • در شب عيد آن سمن عذار سمن بر
    با دو غلام سيه درآمدم از در
  • کافر در دوزخست و اينت شگفتي
    تيغ تو چون دوزخست در دل کافر
  • وين نه عجب زانکه بويشان بفزايد
    مشک چو در آتشست و عود در آذر
  • خصم تو گريان چنان که ابر در آذار
    يار تو خندان چنان که برق در آذر
  • بسان روح خدنگش مکان کند در دل
    به جاي هوش حسامش نهان شود در سر
  • يکيست ساقي و هر لحظه در يکي مجلس
    يکيست شاهد و هر لحظه در يکي زيور