نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان سنايي
حاسد تا
در
جهان نيست چو ناصح به دل
ساخته با نيک و بد راست چو با آب، گل
المستغات اي ساربان چون کار من آمد به جان
تعجيل کم کن يک زمان
در
رفتن آن دلستان
آرام جان من مبر عيشم مکن زير و زبر
در
زاري کارم نگر چون داري از حالم خبر
رحمي بکن زان پيشتر کايد جهان بر من به سر
بگذار تا
در
رهگذر با تو برآرم يک نفس
مي شويم و مي پوشم اي نوشين لب
در
هجر تو رخ به خوان و از نيل سلب
زحمت همه
در
نهاد آب و گل ماست
پيش از دل و گل چه بود آن منزل ماست
اي چرخ فرو گسل که ماه تو برفت
در
حجله رو اي سخن که شاه تو برفت
با اين همه چشم زخم اي حورنژاد
در
راه تو بنده با خود و بي خود باد
سيمرغ نه اي که بي تو نام تو برند
طاووس نه اي که با تو
در
تو نگرند
اي من به تو زنده همچو مردم به نفس
در
کار تو کرده دين و دنيا به هوس
جز من به جهان نبود کس
در
خور عشق
زان بر سر من نهاد چرخ افسر عشق
واکنون که به ديده
در
زدي خار اي چشم
تا جانت برآيد اشک مي بار اي چشم
اي بسته به تو مهر و وفا يک عالم
مانده ز تو
در
خوف و رجا يک عالم
از عشوه چرخ
در
امانم ز تو من
و آزاد ز بند اين و آنم ز تو من
وين از همه طرفه تر که
در
چشم يقين
تو هيچ نه و از تو گراني چندين
اي همت صد هزار کس
در
پي تو
وي رنگ گل و بوي گلاب از خوي تو
اي عقل اگر چند شريفي دون شو
وي دل زدگي به گرد و خون
در
خون شو
اي شش جهت و هفت فلک را به تو راه
از هشت بهشت آمده اي
در
نه ماه
ور تيغ دورويه کرد از سر تا پاي
خود را چو کمر
در
دل او سازم جاي
حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة سنايي
نيست جز شرع و عقل و جان و دماغ
خلق را
در
دو خطه چشم و چراغ
تو بدو داده اي و او به تو روي
هر دو همره چو حلقه ها
در
موي
ديوان سيف فرغاني
هرچند غافلم ز تو لکن ز ذکر تو
در
و کر سينه مرغ دلم مي زند صفير
چو بگذشت از غم دنيا بغفلت روزگار تو
در
آن غفلت ببي کاري بشب شد روز کار تو
ترازان سيم مي بايد که
در
کار خودي دايم
چو کار او کني هرگز نيايد زر بکار تو
زر طاعت بري آنجا که اخلاصي
در
آن نبود
بسي بر تو شکست آرد درست کم عيار تو
صفحه قبل
1
...
5844
5845
5846
5847
5848
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن