167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سنايي

  • چه خيزد ز اول ملکي که در پيش دم آخر
    بود ساسي و بي سامان چه ساساني چه ساماني
  • تو ماني و بد و نيکت چو زين عالم برون رفتي
    نيايد با تو در خاکت نه فغفوري نه خاقاني
  • تو اي ظالم سگي مي کن که چون اين پوست بشکافند
    در آن عالم سگي خيزي نه کهفي بلکه کهداني
  • مشو غره که در يک دم ز زخم چرخ ساينده
    بريزي گر همه سنگي بسايي گرچه سوهاني
  • ز روي حرص و طراري نيارد وزن در پيشت
    همه علم خدا آن گه که بنشيني بوزاني
  • مترس ار در ره سنت تويي بي پاي چون دامن
    چو اندر شاهراه عشق بي سر چون گريباني
  • اگر چه از سر جلدي کني بر ما روا عشوه
    در آن ساعت چه درمان چون به عشوه خويش درماني
  • سماعست اين سخن در مر و اندر تيم بزازان
    هم اندر حسب آن معني ز لفظ آل سمعاني
  • بدان گه بوي دين آيد ز علمت کز سر دردي
    نشيني در پس زانو و شور فتنه بنشاني
  • چو يعقوب از پي يوسف همه در باز و يکتا شو
    وگر نه يوسفي کن تو نه مرد بيت احزاني
  • اگر راه حقت بايد ز خود خود را مجرد کن
    ازيرا خلق و حق نبود بهم در راه رباني
  • شنيدستي که اندر مرو در مي رفت بي سيمي
    ز بهر بوي بوراني چه گفت آن لال لاماني
  • تو پيش خويشتن خود را چو کتان نيست کن زيرا
    ترا بر چرخ ماهي به که در بازار کتاني
  • گر يکي دم بر تو افتد باز پرس از باد فقه
    قال قالي پيش گيري چنگ در دفتر زني
  • باز اگر در صدر فقهت مفتيي لازم کند
    فقه را منکر شوي با شيخ شبلي بر زني
  • با تو اندر پوست باشد بي گمان ابليس تو
    تا تو اندر عشق دم در خانه آدم زني
  • چون نگفتي لا مگو الله و اثباتي مکن
    گر قدم در کوي نفي خود نهي محکم زني
  • در نهاد تو دو صد فرعون با دعوي هنوز
    تو همي خواهي که چون موسا عصا بر يم زني
  • از مراد خود تبرا کن اگر خواهي که تو
    در ميان بي مرادان يک نفس بي غم زني
  • نشنود گوش تو هرگز صوت موسيقار عشق
    تا تو در بزم مراد خويش زير و بم زني
  • عشق خرگه کي زند اندر هواي سر تو
    تا تو خرگه زير جعد زلف خم در خم زني
  • خنجر تيزيست برو حنجر هر کس که بري
    حلقه به گوشيست درو حلقه هر در که زني
  • جان مرا مست کني مست چو بر من گذري
    عقل مرا پست کني زلف چو در هم شکني
  • از ره شيرين سخني بس ترشم در ره تو
    جان مرا پاک بشوي از خوشي و خش سخني
  • اي اصل تو ز خاک سياه و تن از مني
    در سر مني مکن که به ترکيب چون مني