167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان سنايي

  • که پنهان کرد جز ايزد به سنگ خاره در آتش
    که روياند همي جزوي ز خاک تيره آذريون
  • سپيدي روز صنع کيست در دهر و سياهي شب
    که مي گردند بر يک دور پشتاپشت چون طاحون
  • دوار مختلف را متفق با هم که گرداند
    به قدرت در يکي موضع کند هر دو بهم معجون
  • چو ممکن نيست دانستن شمار مرگ معروفان
    ببين تا خود که داند کرد در عالم حساب ايدون
  • ايا دل بسته در دنيا و فارغ گشته از عقبا
    چه سود از سود امروزين که فردا هم تويي مغبون
  • در ميان کفر و دين بي اتفاق آن و اين
    گفتگويست از من و تو مرحبا بالقائلين
  • عاشقي را کاسمان رنجه ندارد هر زمان
    در زمين باشد بسي به زان که باشد بر زمين
  • هر زمان آيد ندا اندر دل هر عاشقي
    کاي خرد ديوانه گرد اي صبر در گوشه نشين
  • زين سبب مقبول او شد فتنه اي بر شرک کفر
    زين سبب مقصود او شد سغبه اي در راه دين
  • رستگاري هر دو عالم در کم آزاري بود
    از بد انديشان بترس و با کم آزاران نشين
  • آنکه اندر حق او يک رنگ بينم در جهان
    خواه گويي تاج باش و خواه گويي پوستين
  • خلق را در دين و دنيا از براي مصلحت
    عروة الوثقي تويي امروز و هم حبل المتين
  • من نکو دانم که پيش راي تو نقاش وهم
    نقش کردست اين همه احکام در لوح يقين
  • خواجه را اندر خزان بل تا دو باشد بوستان
    غر چه را در مهرگان بل تا دو باشد پوستين
  • بر سپهر تو چه تنگي کرده باشد آفتاب
    در بهشت تو چه رحمت کرده باشد حور عين
  • سرکه اينجا طبع من شد انگبين احسان تو
    من چو در سرکه فزودم تو مکن کم ز انگبين
  • نام تو چون وراي زمانست و عقل و جان
    کي مردم زمانه در آيد به دام تو
  • عشقت چو جوهريست که بي تو ترا مقيم
    با من نشانده دارد و تو در مقام تو
  • چون خجل کردي دو عالم را پديد آمد ز رشگ
    کحل ما زاغ البصر در ديده بيناي تو
  • تا برونت آورد يزدان از نگارستان غيب
    هر دو عالم کرد در حين روي سوي راي تو
  • دانم که لاله وار چو خون گشت و بترکيد
    آن در ميان نرگس و گل ديدگان تو
  • ور همي گويي که هستم چاکر شير خداي
    تن فداي تيغ و جان در خدمت دادار کو
  • ور همي گويي که چون بهلول من ديوانه ام
    بر نشسته بر پلنگ و در دو دستت مار کو
  • اي سنايي گر ترا تا روز محشر در شمار
    پيش خوانده گفته را با گفته ها کردار کو
  • در ره هل من مزيد عاشقي مرجانت را
    آن اناالحق گفتن و آن دجله و آن دار کو