167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • گنبد خضرا ز بانگ گاودم در ارتعاش
    توده غبرا ز گرد بادپا در احتجاب
  • در ميان لعل خندان در دندانت نهان
    چون درون حقه ياقوت لولوي خوشاب
  • گر نسيم لطف او در کام اژدر بگذرد
    در دهان اژدها نوش روان گردد لعاب
  • فارس قدر من نداند زانکه من زادم درون
    در صدف فرقي ندارد با شبه در خوشاب
  • چشم ماليدم که مستم يا بخوابستم هنوز
    واندرين معني دلم در شبهه جان در ارتياب
  • در همايون ساعتي فرخنده چون عهد شباب
    در بهين روزي چو روز وصل خوبان ديرياب
  • در مبارکتر دمي کز اتصالات سعود
    تا ابد در عرصه گيتي نبيني انقلاب
  • آخر شوال خسرو شد سوار از بهر صيد
    آسمانش در عنان و آفتابش در رکاب
  • زهي ز لطف تو در آب مستي باده
    خهي ز قهر تو در سنگ لرزه سيماب
  • روز بارت کت فتد در پره گردون
    گردن گردان بود در زير بارت
  • رمحت عصاي موسي اگر نيست از چه رو
    در روز رزم در کف راد تو اژدهاست
  • مثل مدعيان با من در حضرت شاه
    نه چو در غاليه با عود گزاف حطبست
  • تن خسته شکاليست که در گاز هژبر است
    پر بسته حماميست که در چنگ عقاب است
  • گردون در انتظام جهان عاجزست از آن
    در دامن تو بر زده بي اختيار دست
  • نوش در کام دشمنت نيش است
    زهر در کام دوستت شکرست
  • عاشق بي کفر در شرع طريقت کافرست
    کافري بگزين گرت شور طريفت در سرست
  • تارست در وثاقم اگر ماه نخشبست
    خارست در کنارم اگر سرو کشمرست
  • در خوردن باده اين چه تعطيلست
    در دادن بوسه اين چه انکارست
  • آن مختفي از چشم تو در صدر جبالست
    اين محتبس از قهر تو در قعر بحارست
  • همه در جامه فضلند ولي از در جهل
    مردگانند تو گويي که به تنشان کفن است
  • در دل خورشيد اژدها زده چنبر
    يا به جبين در به روي قهر تو چين است
  • هفت دوزخ را قضا در صولتش مدغم نمود
    هشت جنت را قدر در دولتش مضمر گرفت
  • روز را رأي تو در عرصه اظهار آورد
    شام را قهر تو در پرده اظلام گرفت
  • خيال خلق پيمبر گذشت در دل من
    ز بوي مشک مرا عطسه در مشام گرفت
  • ببريست عدو خوار چو در رزم عنان داد
    ابريست گهربار چو در بزم چمان رفت