167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سنايي

  • چون در آن شب شخص روحم نزد آن حضرت رسيد
    صورت هستي نديدم نقش من مقهور بود
  • هر که در ميدان مردي پيش او يکدم زند
    رخش او گوساله گردد گر همه رستم بود
  • در شبي کو عذر «اخطانا» همي خواهد ز حق
    جبرئيل آنجا چو طفل ابکم و الکن بود
  • در جهان دردي طلب کان عشق سوز جان بود
    پس به جان و دل بخر گر عاقلي ارزان بود
  • حور و غلمان در ارم او را نمايند بگذرد
    ديده از غيرت ببوسد دوست را جويان بود
  • چنگ در فرمان او زن عمر خود را زنده دار
    گر نه فردا روزگارت را به غم تاوان بود
  • هر کرا دل بود از شست لقا راست چو تير
    خواب در ديده او جز سر پيکان نشود
  • تا تو خوشدل نشوي در پي دلبر نرسي
    تا که از جان نبري جفت تو جانان نشود
  • شربت از دست سنايي خور و ايمن مي باش
    زان که گاه طمع او بر در خصمان نشود
  • سخت پي سست بود در طلب کوي تو آنک
    مرد را باديه بر ياد تو بستان نشود
  • کيسه ها دوخته بر درگهت از روي اميد
    زان که بي لطف تو کس در خور غفران نشود
  • آن منبه که ز تنبيه وي اندر همه عمر
    هيچ دل در ره دين معدن عصيان نشود
  • ديو گريان نشود تا به سخن بر کرسي
    آن لب پر شکر و در تو خندان نشود
  • نيست عالم چو تو در هيچ نواحي و کسي
    صدق اين قول چه داند که خراسان نشود
  • هر که را رنگيست همچو نيل در آب افکنيد
    هر که را بوييست همچون عود بر آذر نهيد
  • نفس را چون بر جگر آبيست آتش در زنيد
    عقل را چون بر کله پشميست بندش بر نهيد
  • ناحفاظيرا چو سگ ار تاختيد از پيش در
    آن گه ي با يار آهو چشم برتر بر نهيد
  • چون ز روي هستي از من در من ايماني نماند
    گر مسلمانيد يک ره نام من کافر نهيد
  • گر مخالف خواهي اي مهدي در آ از آسمان
    ور موافق خواهي اي دجال يک ره سر برآر
  • باش تا بر باد بيني خان راي و راي خان
    باش تا در خاک بيني شر شور و شور شار
  • گلبني کاکنون ترا هيزم نمود از جور دي
    باش تا در جلوه ش آرد دست انصاف بهار
  • حرص و شهوت در تو بيدارند خوش خوش تو مخسب
    چون پلنگي بر يمين داري و موشي بر يسار
  • مال دادي ليک رويست و ريا اندر بنه
    کشت کردي ليک خوکست و ملخ در کشت زار
  • خشم و شهوت مار و طاووسند در ترکيب تو
    نفس را آن پايمرد و ديو را اين دست يار
  • حق همي گويد بده تا ده مکافاتت دهم
    آن به حق ندهي و پس آسان بپاشي در شيار