167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • در جلوه گاه جانان جان را به شوق دادم
    در روز تيرباران مردانه ايستادم
  • جان با هزار شادي در راه او سپردم
    سر با هزار منت در پاي او نهادم
  • جز راستي نبيني در طبع بي نفاقم
    جز ايمني نيابي در نفس بي فسادم
  • عاجزم پيش دل سخت تو من کز آهي
    رخنه در خاره و سوراخ در آهن کردم
  • در حلقه مرغان چمن ولوله انداخت
    هر ناله که در صحن گلستان تو کردم
  • خسرو ملک جهانم من که در جنت غلامم
    خواجه آزادگانم من که در بندت اسيرم
  • آشناي قدسيانم من که در کويت غريبم
    پادشاه لامکانم من که در ملکت فقيرم
  • جز مهر تو در دلم نرفته ست
    مهري که به در نکرده باشم
  • گويند که در سينه غم عشق نهان کن
    در پنبه چسان آتش سوزنده بپوشم
  • در ورطه شوق تو چه انديشه ز بحرم
    در لجه عشق تو چه پرواز نهنگم
  • در شامگه هجرش بگداخت تن و جانم
    در دامگه عشقش بشکست پر و بالم
  • در حسرت ديدارش طي گشت شب و روزم
    در محنت بسيارش بگذشت مه و سالم
  • فردا که گنهکاران در پاي حساب آيند
    جز عشق گناهي نيست در نامه اعمالم
  • در عالم زيبايي تو خواجه معروفي
    در گوشه تنهايي من بنده گمنامم
  • نوميد من که در قدم يار، بي نصيب
    محروم من که در حرم دوست محرمم
  • تا جان پاک در قدمت کرده ام نثار
    در کوي عشق بر همه پاکان مقدمم
  • غير الم در اين قدم هيچ نشد مشخصم
    غير خطر در اين سفر هيچ نشد معينم
  • در همه جا فروغيا رفت فروغ شعر من
    چشم و چراغ شاعران در همه مجلسي منم
  • با نسيم طره او در بهارستان رومم
    با خيال صورت او در نگارستان چينم
  • تا با کمان ابرو بنشست در کمينم
    در خون خويش بنشاند از تير دلنشينم
  • از قامت موزونش در سايه شمشادم
    وز عارض گلگونش در دامن نسرينم
  • در عين مذلت سگ او همدم من شد
    بر خاک در دوست ببين عزت و جاهم
  • در دعوي محبت هم خوار و هم عزيزم
    در عالم مودت هم پست و هم بلنديم
  • در عين تيرباران چشم از تو برنسبتم
    در وقت دادن جان دل از تو برنکنديم
  • در عهد بتان آن چه وفا بود نموديم
    در عالم عشق آن چه بلا بود کشيديم