167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سلمان ساوجي

  • چون کنم ياران! که من بيمار و مرکب ناتوان؟
    جان به لب نزديک و راهي در ميان افتاده دور
  • بر گل رقم از غاليه تر زده اي باز
    گل را به خط نسخ قلم در زده اي باز
  • زان روي نکو چشم بدان دور که امروز
    بر مه زده اي طعنه و در خور زده اي باز
  • در بهار حسنش از صد گل يکي نشکفته است
    گرد گلزارش کنون بر مي دهد ريحان هنوز
  • بر سر بازار عالم راز من در عشق تو
    آشکارا شد ولي من مي کنم پنهان هنوز
  • در بهاي يک سر مويت دو عالم مي دهم
    گر بدين قيمت به دست آيد، بود ارزان هنوز
  • نرگس رعنا، شبي در خواب چشمت ديده است
    بر نمي دارد سر از شرم تو از بستان هنوز
  • خواهي که روشنت شود احوال درد ما
    در گير شمع را وز سر تا به پا بپرس
  • در دو عالم يک هوس داريم و آن ديدار توست
    مي رود جان و نخواهد رفتن از جان اين هوس
  • باز دست آموزم و سررشته ام در دست توست
    خواه چون بازم بخوان خواهي برانم چو مگس
  • دست در گردن که يارد کرد با او يا که يافت
    جز ره پيراهن اين دولت زهي پيراهنش
  • سوختم در آتشش چون عود و زانم بيم نيست
    بيم آن دارم که دود من بگيرد دامنش
  • هر دم ازشوق تو عارف مي دهد جاني چو جام
    باز ساقي مي کند روشن رواني در تنش
  • حاجي ار در کوي او يابد مقامي از حرم
    روي بر تابد بگردد بعد از آن پيراهنش
  • يار مي جويي رفيق توست و اينک مي رود
    خيز همچون گرد سلمان دست در گردن زنش
  • در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش
    مي کشيدند مرا چون سر زلف تو به دوش
  • گر دل و جان من دلشده بودي بر جاي
    کردمي در دل و جان جاي چو بودي رايش
  • بند بر پاي و رسن در گردن خود کرده ام
    گر بخواهي کشتنم برخيز و بنشانم چو شمع
  • مه دو هفته درين يک دو روز خواهم ديد
    که کس نبيند از آن ماه در هزاران سال
  • کشيده ام تب هجرت، بسي و در شب هجر
    نبود بر سر سلمان کسي به غير خيال
  • ساقي ايام گل آمد، حبذا ايام گل
    خيز و در ده ساغري، ياقوت گون چون جام گل
  • عشق و معشوق و جواني سبزه و آب روان
    خود همه وقتي خوش آيد، خاصه در ايام گل
  • گل به شکر خنده لب بگشاد تا باد سحر
    زر نهادش در دهن وز زر برآمد کام گل
  • چون قدح در دل نمي آيد مرا الا که مي
    چو صراحي سر نمي آرم فرو الا به جام
  • به جانت کز قفس سلمان بجان آمد درين بندم
    که يابم فرصت بيرون شد، اما در نمي يابم